شمارهٔ ۱۹۷
هوش مصنوعی: این شعر به مشکل و درد عشق و ارتباط آن با دنیا و معانی عمیق میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق، مخصوص انسانهای پارسا نیست و سلطنت و خوشی تنها به بینوایان تعلق دارد. او خاطرنشان میکند که نوشیدن می (نماد لذت و شادی) برای صوفیان و روحانیون مناسب نیست. تنها دلهایی که در حالت ثبات هستند قادر به درک حال بیقراری دیگرانند. او همچنین به عدم ارتباط بین عاشقان و آشنایان اشاره میکند و میگوید که کسانی که در نعمت و شادی غرقند، از درد و رنج دیگران بیخبرند. در پایان، شاعر به دشواریهای مسیر عشق اشاره میکند و بیان میکند که رهبران این راه سالها در این مسیر بودهاند و هنوز پایانی برای آن نیست.
عشق آئین پارسایان نیستسلطنت رسم بینوایان نیست
هوش مصنوعی: عشق، ویژگی افراد زاهد و پارسای نیست و سلطنت، ویژه کسانی که در فقر و ناتوانی زندگی میکنند نیز نمیباشد.
می به صوفی مده که آن صافیدر خور حال هی صفایان نیست
هوش مصنوعی: شراب را به صوفی نده، زیرا آن نوشیدنی خالص، مناسب حال کسانی که در جستجوی صفا و پاکی هستند، نیست.
مگر آن دل که برقرار خودستواقف از حال بیقراران نیست
هوش مصنوعی: تنها دلی که خود به آرامش رسیده، از حال کسانی که بیقرارند آگاه نیست.
یار بیگانه شد چنان امروزکش دگر بار آشنایان نیست
هوش مصنوعی: یار و همدم من امروز به قدری غریب و بیگانه شده است که دیگر نشانی از آشنایان در کنار او نیست.
آنکه مشغول نعمت و نازستهیچش اندوه بینوایان نیست
هوش مصنوعی: کسی که در لذت و نعمت غرق شده است، اصلاً به حال بیچارگان و غمهایشان توجهی ندارد.
دولت وصل خواستم گفتندسلطنت در خور گدایان نیست
هوش مصنوعی: من آرزوی پیوستن به محبوبم را داشتم، اما گفتند که چنین مقام و خوشبختی برای آدمهای فقیر مناسب نیست.
رهبران چون کمال این ره راسالها رفته اند و پایان نیست
هوش مصنوعی: رهبران سالهاست که این مسیر را طی کردهاند و هنوز هم پایان آن مشخص نیست.