شمارهٔ ۲۰۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم عشق و ناتوانی در چارهجویی برای آن صحبت میکند. شاعر بیان میکند که تنها راه حل عشق، وصال و تقدیر است و اگر در مورد عشق و محبت مشکلی پیش بیاید، تقصیر از محبوب نیست. او به عشق خود اشاره میکند و بیان میدارد که دلش هدف تیر عشق است. شاعر همچنین به شرایط سخت عاشقانه اشاره میکند و میگوید که خلوت و زهد به او کمکی نمیکند. او جوانی را خطاب قرار میدهد و از او میخواهد تا به پاکی و روشنی توجه کند و در نهایت بر لزوم پیشرفت و رسیدن به کمال تأکید میورزد.
غم عشق را هیچ تدبیر نیستبجز وصل و آنچز به تقدیر نیست
هوش مصنوعی: غم عشق را نمیتوان به هیچ وسیلهای درمان کرد جز اینکه به معشوق برسیم و آنچه که برای ما مقدر شده است.
به قتل محبان فا مانع استو گر نه ز محبوب تقصیر نیست
هوش مصنوعی: کشتن عاشقان مجاز نیست و اگر مشکلی پیش بیاید، تقصیر از سوی محبوب نیست.
گرفتم که بر دل زدی ناوکمدریغیت هیچ آخر از تیر نیست
هوش مصنوعی: من متوجه شدم که با تیر محبتت به قلب من زدی، اما دریغ و افسوس که این تیر هیچ گاه به هدف نمیرسد.
رها کن سر زلف در دست دلکه دیوانه را به ز زنجیر نیست
هوش مصنوعی: موهای شلخته و به هم ریختهات را رها کن و به دل بده، چون دیوانهها را نمیتوان به زنجیر کشید و محدود کرد.
مکن صوفیا ذکر خلوت به منکه بیشم سر زهد و تزویر نیست
هوش مصنوعی: به من در مورد ذکر و عبادتهای پنهانی صحبت نکن، زیرا من از باطن خود آگاه هستم و در پرهیزگاری و ظاهرگرایی هیچ چیزی نمیبینم.
به پاکی و روشندلی ای جوانمی سالخورده کم از پیراه نیست
هوش مصنوعی: ای جوان، به روشنی و پاکی خود ادامه بده، زیرا کسی که سالها تجربه دارد، چیزی از تو کم ندارد.
به مقصد قدم زودتر به کمالکه جز آنت از دست تأخیر نیست
هوش مصنوعی: به سرعت به سوی هدف و کمال حرکت کن، زیرا جز تو کسی نمیتواند مانع پیشرفت تو شود.