شمارهٔ ۲۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و لذت عشق میپردازد. شاعر میگوید که اگر محبوبی در زندگی باشد، حتی وجود رقیبان هم نمیتواند غمگینکننده باشد. او همچنین بیان میکند که برای حل درد عشق، نیازی به گفتوگو با دیگران نیست؛ زیرا محبوب خود مانند طبیب است. شاعر به گل و بلبل اشاره میکند و میگوید که ناله و غم عشق نباید درخت ناز را اذیت کند. همچنین او از عشق به عنوان حالتی میگوید که کسی که به آن دچار شده، نمیتواند دیگران را نصیحت کند. شاعر به تاثیری که عشق بر روح انسان میگذارد اشاره میکند و میگوید که حتی اگر در دنیا چیزهای گرانبهایی وجود نداشته باشد، عشق خودش گوهری ارزشمند است. در نهایت، از وصل و نزدیکی به محبوب به عنوان منبع کمال و کامل شدن یاد میکند.
گر جانب محب نظری با حبیب هستغم نیست گر هزار هزارش رقیب هست
هوش مصنوعی: اگر نگاه محب به محبوب باشد، دلش از هیچ غمی خالی است، حتی اگر هزاران رقیب وجود داشته باشد.
با کس مگو که چاره کنند درد عشق راای خواجه گر طبیب نباشد حبیب هست
هوش مصنوعی: با کسی حرف نزن که بخواهد برای درد عشق راه حلی پیدا کند، ای آقا، اگر معشوق پزشک نباشد، عشق خودش درمانگر است.
سر در مکش ز ناله ما ای درخت نازهرجا که هست شاخ گلی عندلیب هست
هوش مصنوعی: ای درخت ناز، نالههای ما را نشنیده بگیر. هر جا که باشی، یک شاخه گل از بلبل وجود دارد.
گوشی که شد به حلقه عشق بنان گراننشنیده ام که قابل پند ادیب هست
هوش مصنوعی: گوشی که به عشق دلبسته شده و تحت تأثیر آن قرار دارد، هرگز نشنیدهام که بتواند نصایح و پندهای اهل علم و ادب را بپذیرد.
گر شحنه می برد سر واعظ به تیغ کندکار شمشیر زنگ خورده بدست خطیب هست
هوش مصنوعی: اگر نگهبانی سر واعظ را با تیغ بزند، این نشان میدهد که کار شمشیر زنگزده در دست خطیب است.
در خورد گوش بار بدست من غریبگر نیست گوهری سخنان غریب هست
هوش مصنوعی: اگرچه گوش من به شنیدن سخنان عجیب عادت ندارد، اما در دل خود گوهری از این سخنان نهفته است.
از جام وصل هم رسدت قطرة کمالکز جرعه خاک را همه وقتی نصیب هست
هوش مصنوعی: اگر از جام اتصال معشوق، حتی یک قطره از کمال به تو برسد، این کافی است، چرا که انسان از همین جرعه خاک (دنیا) نیز در هر لحظه میتواند به کمال دست یابد.