شمارهٔ ۲۲۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد ناشی از جدایی میپردازد. شاعر از معشوق خود میخواهد که اگر قصد آزار او را دارد، باید خود را نشان دهد و در پشت پرده پنهان نماند. زیبایی معشوق در مقایسه با هر زیبایی دیگری، اشاره به این دارد که او باید در دنیای واقعی خود را نمایان کند. همچنین، عواطف عمیق و نالههای دل شکستهای که در شب فراق احساس میشود، به نوعی فراخواندن معشوق برای توجه و همدردی است. شاعر به زیبایی و شیرینی کلام معشوق اشاره کرده و در نهایت از آزار دیدن خود از جانب محبوبش ابراز نارضایتی میکند.
گر قصد خون ماست پس از دل ربودنتمیباید آن رخ از پس برقع نمودنت
هوش مصنوعی: اگر هدف تو کشتن ماست، پس باید از دریچه نقابت چهرهات را نشان بدهی تا دل ما از دستت رَبوده شود.
بیرون مشر ز دیده که با آن جمال و زیبزیبد درون خانه پس پرده بودنت
هوش مصنوعی: بهتر است که با آن زیبایی و جمالی که داری، از خانه و پشت پرده بیرون نیایی.
هر چند خوبتر شود از بستن انگبینشیرین ترست از آن به سخن لب گشودنت
هوش مصنوعی: اگرچه شیرینی انگبین باعث لذت بیشتری میشود، اما خوشزبانی و سخن گفتن تو از همه آنها جذابتر است.
گر دل شب فراق چنین ناله ها کشدای دل کسی به خواب نه بینه غنودنت
هوش مصنوعی: اگر دل شب جدایی اینگونه نالهها سر دهد، ای دل، هیچکس خواب راحتی نخواهد داشت.
فریاد ما شنو، بنو گونیم نشنویفریاد و آه ما ز سخن ناشنودنت
هوش مصنوعی: به صدای ما گوش ده، زیرا اگر صدای ما را نشنوی، از سخنان ما چیزی نخواهی دانست.
ای بوی گل ترا به کف پاش نسبت استمرغ چمن چنین نتواند ستودنت
هوش مصنوعی: ای عطر گل، تو به پای کسی نسبت داری و در عین حال، پرنده چمن نمیتواند تو را ستایش کند.
آزردن از گزاف بود نور دیده راتا کی کمال دیده بر آن پای سودنت
هوش مصنوعی: آزردن کسی که برایت ارزشمند و مثل نور چشمت است، کاری بیلزوم است. تا کی میخواهی به طور مستمر از او بهرهبرداری کنی بدون اینکه به احساساتش فکر کنی؟