شمارهٔ ۲۲۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی محبوب است. شاعر از احساسات خود نسبت به معشوقهاش میگوید و به نحوی تلخ و شیرین از آثار عشق و جراحتهایی که به دلش وارد شده، حرف میزند. او اشاره میکند که محبت و زیبایی معشوق فراتر از هر چیزی است و نمیتواند از آسیبها و دردهایی که عشق به او تحمیل کرده، شکایت کند. همچنین به طعنههایی که از زیبایی معشوق ناشی میشود، و جذابیت او به خصوص نسبت به زاهدان و کسانی که فقط ظاهربین هستند اشاره دارد. در نهایت، شاعر از خدای خود بابت این عشق و روح زیبای معشوقهاش تشکر میکند.
گر کشندم به غمزه چشمانتنیست ک دین عشق تاوانت
هوش مصنوعی: اگر به خاطر زیبایی چشمانت مرا بکشند، اشکالی ندارد، زیرا عشق را نمیتوان به راحتی با چیزی جبران کرد.
بر دلم آمدست تیر تو حیفکه جراحت کشید پیکانت
هوش مصنوعی: قلبم از عشق تو هدف تیر عشق تو قرار گرفته، اما افسوس که تیر تو زخم عمیقی بر جا گذاشت.
به آب حیات تر نکنندتشنگان چه زنخدانت
هوش مصنوعی: تشنگان را به آب حیات سیراب نمیکنند، زیرا زیبایی و جذابیت تو آنها را مجذوب کرده است.
سرو اگر در چمن کشد میداننیست در حسن مرد میدانت
هوش مصنوعی: اگر سرو در باغ به خود ببالد، در زیبایی مردی که در میدان است جایی ندارد.
طعنه بر گل زدی به صد گلبانگگر بدیدن هزار دستانت
هوش مصنوعی: تو با طعنه به گل آزار زدی، در حالی که صدای زیبایت همچون هزار دست نوازشگر است.
آب تو آفریده اند از جانآفرین خدای بر جانت
هوش مصنوعی: آب برای تو خلق شده است به خاطر جان آفرین، یعنی خداوند به خاطر وجود تو آن را ایجاد کرده است.
زاهد انگشت میگزد چو کمالگرچه شیرین لبست و دندانت
هوش مصنوعی: زاهد در حالی که از داشتن کمال خود بیخبر است، به خود میگردد و غمگین است، در حالی که تو لبخندی شیرین داری و دندانت زیبایی خاصی دارد.