شمارهٔ ۲۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از کم شدن ارادت معشوق به خود سخن میگوید و از این موضوع غمگین است. او معتقد است که هر روز باید ارادتش افزایش یابد. همچنین، به تأثیر وجود معشوق بر زندگیاش اشاره کرده و از او میخواهد که دوباره به او توجه کند. شاعر دلایل رنج و درد خود را میگوید و از معشوق میپرسد چرا رفتار عاطفیاش را تغییر داده است. در نهایت، او درخواست میکند که معشوق به نیازهای مریدانش پاسخ دهد و آنها را یاری کند.
گر کم شده ست با من اکنون ترا ارادتباری ارادت من هر دم شود زیادت
هوش مصنوعی: اگر اکنون علاقه و محبت تو نسبت به من کمتر شده، باید بگویم که علاقه من به تو هر لحظه بیشتر میشود.
بی آفتاب رویت برگشت طالع منبازم سعادتی بخش ای اختر سعادت
هوش مصنوعی: بدون نور چهرهات، شانس من کم رنگ شده است. دوباره بر من ببخشای سعادتی، ای ستارهی خوشبختی.
دلجوئی غریبان عادت گرفتی اولآخر چه شد که کردی یکباره ترک عادت
هوش مصنوعی: تو به عادت خودت بودی که به غریبان دلجویی کنی، اما حالا ناگهان تصمیم گرفتی که این کار را کنار بگذاری و دیگر این کار را نکن.
رنجور و دردمندیم بارا چه باشد آخرگر خسته خاطری را باری کی عیادت
هوش مصنوعی: ما دردی داریم و رنج میکشیم، اما بالاخره چه فایده دارد؟ اگر دل شکستهای را ملاقات کنیم، آیا واقعاً دلدار میشویم؟
از ما چه طاعت آید شایسته قبولیداریم چشم رحمت بی زحمت عبادت
هوش مصنوعی: ما چه کار شایستهای انجام دادهایم که قابل قبول باشد؟ فقط امیدواریم به رحمت خداوند و بدون هیچ زحمتی عبادت کنیم.
تا نامراد مسکین یابد مراد از تومسکین شود مریدت بپذیر هر مرادت
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگی به خواستههایش نرسیده و ناکام مانده، میتواند با کمک تو به آرزوهایش دست یابد. پس به نفع توست که به او کمک کنی و او را بپذیری.