شمارهٔ ۲۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند. او میگوید که گل از زیبایی پیراهن معشوق بویی استشمام کرده و به همین خاطر گریبانش را پاره کرده است. همچنین، دامن معشوق در چمن به دلیل حسن و لطفش کشیده شده است. شاعر میگوید که ابروی معشوق فقط از دور نمایان است و همچنین از تاثیر لبان معشوق بر روی دیگران صحبت میکند؛ به طوری که هر کسی که درباره او نوشته، از زیبایی او الهام گرفته است. شاعر از تیرهای عشق و درد دل نیز سخن میگوید و به نوعی بیان میکند که هیچ موجودی به اندازه معشوق زیبا و جذاب نیست و عشق او باعث رنج و غصه است.
گل از پیراهنت بوئی شنیدستگریبان از برای آن دریده ست
هوش مصنوعی: گل به خاطر بوی خوش پیراهنت، گریبانش را برای آن که تو را ببیند، پاره کرده است.
چو دید اندر چمن دامن کشانتز حسن و لطف خود دامن کشیده است
هوش مصنوعی: وقتی که در باغ، دامن زیبایت را میبینم، متوجه میشوم که زیبایی و لطف تو باعث شده است که طبیعت نیز دامن خود را جمع کند.
به نو بر فلک کم مینمایدمگر از دور ابروی تو دیدهست
هوش مصنوعی: چشمهای تو مانند قوس و قزح به دور از نظر افکن میکنند و تنها از فاصلهای دور میتوان جمال تو را دید.
حدیثی از لبت هر کس که بنوشتزکلکش بر ورق سرخی چکیده ست
هوش مصنوعی: هر کس که سخنان زیبای تو را بنویسد، آن کلامش همچون رنگ قرمز روی کاغذی زیبا جلوه میکند.
از چندین تیر کاندر ترکش تستدل مجروح را تیری رسیده است
هوش مصنوعی: در میان تیرهای بسیاری که در ترکش وجود دارد، یکی از آنها به دل مجروح من رسیده است.
ندیدست آن دهان هیچ آفریدهبه حکم آنکه از امید کشتن از
هوش مصنوعی: هیچ مخلوقی نتوانسته است مانند آن دهان را ببیند، زیرا امیدی برای کشتن وجود ندارد.
کمال از غصه خود را کشت گوئیهیچ آفریده ست نیفت بریده ست
هوش مصنوعی: انگار که کمال از شدت اندوه جان خود را از دست داده است، به گونهای که هیچ مخلوقی نتوانسته است چنین حالی را تجربه کند و او به شدت در حال ناتوانی و تنگدستی قرار دارد.