شمارهٔ ۲۴۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و مستی است و به بیان حسی عمیق و شورانگیز از زندگی و شادی میپردازد. شاعر خود را عاشق و رند مینامد و به خیابانها و محافل شادمانی اشاره میکند که پر از شادی و سرور است. او به انتقاد از شیخهای صومعه نشین میپردازد و میگوید که خمارخانهها جای خوشبختی و شادمانی هستند. همچنین، او به عدم توجه به ظواهر دنیا و رنگ و بوی آن اشاره میکند و بر اهمیت عشق و شرابخواری و پیوند آن با زندگی تأکید میکند. در نهایت، شاعر از دوستش میخواهد که از آرزوها بگذرد و به عشق و حال کنونی بپردازد.
ما عاشقیم و رند، خرابات کوی ماستروی شرابخانه و عشرت به روی ماست
هوش مصنوعی: ما عاشقان شیطانی هستیم که در محلهی خود، جایی برای نوشیدن و شادی داریم، و در این مکان، لذت و خوشی در کنار ماست.
ای شیخ اگر به صومعه ها دار و گیر نیستخمّارخانه ها همه پر های و هوی ماست
هوش مصنوعی: ای شیخ، اگر در صومعهها (محل عبادت صوفیان) کنترل و نظارتی وجود ندارد، پس خمّارخانهها (محل نوشیدن شراب) همه پر از سر و صدا و شلوغی ماست.
ما با کسی نگفته حدیثی میان شهرهر جا که مجمعی ست همه گفتگوی ماست
هوش مصنوعی: ما با هیچکس دربارهای حرف نزدیم، اما هر جا که جمعیتی باشد، صحبتهای ما در آنجا پیچیده است.
ما را به رنگ و بوی جهان التفات نیستگلزار عمر اگر چه پر از رنگ و بوی ماست
هوش مصنوعی: ما به زیباییها و عطرهای دنیای بیرون توجهی نداریم، هرچند که زندگیمان خود از رنگها و عطرهای فراوانی پر است.
آبی کز آن حیات ابد یافت جان خضراز ما بجو که رشحه رشیع سبوی ماست
هوش مصنوعی: آبی که باعث میشود جان خضر حیات ابدی پیدا کند، از ما بپرسید، چرا که ذرهای از آن در پیاله ما وجود دارد.
گفتی شرابخوارگی و عشق خوی تستآری شرابخوارگی و عشق خوی ماست
هوش مصنوعی: تو گفتی که شراب و عشق به خودت تعلق دارد، اما باید بگویم که این هر دو همواره به ما مربوط میشود.
کردم ز دوست آرزویی گفت ای کمالبگذر ز آرزو اگرت آرزوی ماست
هوش مصنوعی: من از دوست خود آرزویی کردم، او به من گفت ای کمال، اگر آرزویت ماست، بهتر است که از آرزوهای خود بگذری.