شمارهٔ ۲۵۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و غم عاشقانه پرداخته و نشان میدهد که عشق به دور از غم و درد ممکن نیست. شاعر میگوید که هر عاشقی که دردی را حس کند، نشانههایی از آن در چهرهاش نمایان خواهد شد. عشق واقعی با درد و رنج همراه است و کسانی که از درد دورند، نمیتوانند عمق عشق را درک کنند. به نوعی عشق را به شمعی تشبیه میکند که تا نسوزد، روشنایی ندارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کسی که مهربان و با احساس باشد، با درد عاشقانه آشناست و این درد جزئی از عشق است.
مرد عشق تو به غم همدرد استدردمند تو بلا پرورد است
هوش مصنوعی: مردی که عاشق توست، در غم و اندوه تو شریک است و درد و رنج تو را تحمل میکند.
هر که از درد و رنگی دارداشک او سرخ و رخ او زرد است
هوش مصنوعی: هر کسی که از درد و رنجی رنج میبرد، اشکهایش سرخ و چهرهاش زرد میشود.
بیخیر میفتد آتش خواب استدرد و غم می خورد اینش خورد است
هوش مصنوعی: آتش بیفایده میشود، چون خواب و آرامش با درد و غم درگیری دارد.
دردمندان به دو رخ پاک کنندکف پا کز ره ن گرد است
هوش مصنوعی: کسانی که در رنج و درد به سر میبرند، با نرمی و محبت به دیگری کمک میکنند تا او نیز از سختیهای راه رهایی یابد.
هست با درد تو هر فردی راعالمی کز همه عالم فرداست
هوش مصنوعی: هر انسانی به خاطر درد تو یک جهانی دارد که از تمام جهان جداست.
عشق، بیدرد سری گرم نکردشمع تا سوز ندارد سرد است
هوش مصنوعی: عشق، به کسی که آتش عشقش را تجربه نکرده، آرامش نمیدهد، چرا که بدون احساس، مانند شمعی است که بیحرارت و سرد میماند.
چون براند سخن از درد کمالهر که مردست بگوید مرداست
هوش مصنوعی: وقتی که صحبت از درد کامل و کمال میشود، هر کسی که در راه حقیقت و فضیلت قدم برداشته، واقعاً مردانه رفتار میکند.