شمارهٔ ۲۷۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عشق میپردازد و نشان میدهد که عشق واقعی و عابران مسیر عشق هرگز از آن پا پس نمیکشند. شاعر اشاره میکند که علیرغم تمام دردها و مشکلات، هیچکس از محبت و عشق خود برنمیگردد و در راه عشق ثابتقدم باقی میماند. او تأکید میکند که در پی معشوق و زیباییهای آن، حتی در سختیها و خطرات، کسی نمیتواند از آن چشمپوشی کند و همواره سعی در دستیابی به عشق و زیبایی دارد.
هرگز به درد دوست دل ما ز جا نرفترنجور عشق او سوی دارالشفا نرفت
هوش مصنوعی: هرگز دل ما از درد دوست رنج نبرد و به سوی درمان نرفت، چون عشق او همیشه در دل ما باقی است.
بیمار چشم و خسته آن غمزه بر زباننام ثفا تبرد و به فکر دوا نرفت
هوش مصنوعی: چشمی بیمار و دل خسته به اشارهای از زیبایی، نام "ثفا" را به زبان آورد و هیچ تلاشی برای پیدا کردن درمان نکرد.
بر جان ز غمزهای نو بیش از هزار تیرآید صد آفرین که خدنگی خطا نرفت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که: بر روح و جان انسان به قدری ضربه و زخم میرسد که اگر به آن دقت کنیم، مانند این است که بیش از هزار تیر به او اصابت کرده است. در این میان بسیار ارزشمند است که تیرهایی که به سمت او پرتاب میشود، همواره با دقت و هدفمند هستند و هیچیک از این تیرها خطا نمیروند.
در صیدگاه چشم تو از حلقه های زلفمرغی ندیده ام که به دام بلا نرفت
هوش مصنوعی: در محلی که نگاه تو در آن است، هیچ مرغي را که به دام مصیبت گرفتار شده باشد، در حلقههای زلفت ندیدهام.
از سالکان راه نو کی یی سرشک و آهنهاد پا بر آب و به روی هوا نرفت
هوش مصنوعی: سالکان راه حقیقت، از چه زمانی باید با اندوه و اشک به سفر بپردازند؟ آنها گام به آب گذاشتند و به آسمان نرفتند.
آنرا که پای بود نداد این طلب ز دستوآنکسی که چشم داشت در این راه به پا نرفت
هوش مصنوعی: کسی که اراده و تلاش داشت، به خواستهاش نرسید و کسی که تنها چشم انتظار بود، هرگز قدمی در این مسیر برنداشت.
زین آستان نبرد پناهی به کی کمالدرویش کوی تو به در پادشا نرفت
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که هیچکس نمیتواند به این درگاه پناه ببرد، چرا که اینجا فقط جایی است برای درویشانی که کمال و فضیلت را در نزد تو جستجو میکنند و برای رسیدن به این کمال، حتی در برابر پادشاهان نیز قدم برنمیدارند.