شمارهٔ ۳۱۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از لطافت و زیبایی نسیم سخن میگوید که به واسطه محبت دوست به او رسیده است. این نسیم زندگی و روح را به او برگشته و او را غرق در عشق و زیبایی کرده است. او از یعقوب یاد میکند که با قدوم عزیزش روشنی را به ارمغان میآورد و از بوی خوش پیرهنی که به یاد مصر است، صحبت میکند. پیامهایی از رحمت الهی در دلها طنینانداز است و شاعر نسبت به آنچه که خواسته، احساس کمبود میکند. او نسبت به امید و ناامیدی در زندگی اشاره کرده و با یادآوری زیباییهای خورشید و ماه، به قدرت سخن و زمان لازم برای بیان آن اشاره میکند. شعر در نهایت به این نتیجه میرسد که وقت سخن گفتن فرا رسیده است.
از کوی دوست دوش نسیمی به من رسیدکز لطف او رمیده روانم به تن رسید
هوش مصنوعی: دیشب نسیمی از سمت دوست به من رسید که از محبت او روح بلندی به وجودم بخشید.
جانم فدای باد که از یک نسیم اوصد روح راحتم به دل ممتحن رسید
هوش مصنوعی: جانم فدای بادی است که با یک نسیمش میتواند صدها روح آرامش را به دل آزمایششدهای برساند.
یعقوب روشنی ز قدوم عزیز بافتبا خود ز مصر رایحة پیرهن رسید
هوش مصنوعی: یعقوب به خاطر آمدن عزیز که از مصر به او پیوسته، شادی و گرمای حضور او را احساس کرد و با خود بویی از پیراهن او را آورد.
جانها دم از روایح رحمان همی زنندآری مگر پیام اویس از قرن رسید
هوش مصنوعی: جانها از بوی خوش رحمت الهی سخن میگویند، و شاید پیام اویس از دورانی دیگر به ما رسیده است.
گویی چه کرده ام ز نکوئی که در عوضکآنچ از خدای خواسته بودم به من رسید
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من به خاطر کارهای نیکی که انجام دادهام، پاداشی دریافت کردهام که شاید به خاطر آنچه از خدا خواسته بودم به من رسیده است.
که بی سهیل کشیدیم در یمنسهل است چون سهیل دگر با یمن رسید
هوش مصنوعی: به راحتی میتوانیم سفرهای خود را ادامه دهیم، چون زمانی که ستاره سهیل دوباره به یمن برسد، این سفر ارزشمند خواهد بود.
بودیم نا امید به یکبارگی ز جانناگه امید ادنسب عناالحزن رسید
هوش مصنوعی: ما ناامید بودیم، اما ناگهان از جانمان امیدی به وجود آمد و اندکی از حزن و غم ما کاسته شد.
خورشید ذره پرور و جمشید مهر فرماه ستاره لشکر و شاه ختن رسید
هوش مصنوعی: خورشید که منبع نوری است و زندگی را به ذرات میدهد، مانند یک پادشاه بزرگ است که جمشید نام دارد. ماه درخشش و زیبایی خاصی دارد و ستارهها مانند لشکری هستند که به سوی سرزمین ختن آمدهاند.
دم در کشیده بود کمال از سخن کنوندرج سخن گشاده که وقت سخن رسید
هوش مصنوعی: او مدتی در سکوت بود و حالا که زمان سخن گفتن فرا رسیده، به بیان کلمات و اندیشههایش میپردازد.