شمارهٔ ۳۴۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نقد توبه و ریاکاری میپردازد و از زبان پیر مغان میگوید که توبه کافی نیست و باید از دل و جان به میفروشی روی آورد. او به ویژگیهای رندان و عیوب خداشناسان اشاره میکند و میگوید که عشق واقعی ممکن است دشنام نیز بشنود. شاعر به زهد و اموری که از زاهدان به دور هستند، انتقاد میکند و بیان میدارد که باید از ملیت و ظاهرسازی خود را آزاد کرد و به عواطف و حقیقت نزدیک شد. در نهایت، شعر به این نکته ختم میشود که در قرنها بعد از او، شاعران نیز همین مشکلات و دغدغهها را خواهند داشت.
بس شد ز توبه ما را با پیر ما که گویدیعنی به می فروشان این ماجرا که گوید
هوش مصنوعی: ما دیگر از توبه کردن خود خسته شدهایم، زیرا خورشید شناخت و نصیحتهای عقل، ما را به سمت مینوشی هدایت میکند.
پیر مغان دهد می با ما و شیغ نوبهطالب بگو ارادت زین هر دو با که گوید
هوش مصنوعی: پیر مغان به ما شراب میدهد و جوان نیکوکار هم میگوید که از این دو طلب محبت داری. حالا بگو این محبت را به چه کسی باید بیان کنیم؟
خود بین هنر شناسد عیب خداشناسانامروز عیب رندان جز پارسا که گوید
هوش مصنوعی: افراد خودبین فقط عیبهای خداشناسان را میبینند و امروز هیچ عیبجویی از رندان جز پارسا وجود ندارد که چیزی بگوید.
گر چنگ پیش ننهد پانی به دلنوازیسوی شرابخانه ما را صلا که گوید
هوش مصنوعی: اگر کسی با محبت و دلنوازی به ما نزدیک نشود، بیتردید به میخانه ما فراخوانده خواهد شد تا از زیبایی و لذتهای آن بهرهمند شود.
دلبر مگر به عاشق دشنام داد ور نیبی مرحمت کسی را چندین دعا که گوید
هوش مصنوعی: اگر محبوب به عاشق بد و بیمحبتی کند، باید دید که دیگران چرا اینقدر دعا میکنند.
گونی مرا رقیا هستم سنگ در اواین نام آدمی را زیبد ترا که گوید
هوش مصنوعی: من درون گونی با سنگی هستم، آیا این نام آدمی به تو میآید که چنین بگوید؟
از زاهدی برندی کردی کمال توبهجز پاکباز قادره ترک دعا که گوید
هوش مصنوعی: از زاهدی که به کمال توبه رسیده، جز پاکبازان کسی نمیتواند دعا را ترک کند. پس انسانها باید آگاه باشند که ترک دعا و نیایش نباید به سادگی انجام شود.
بعد از تو از فرینان در قرنها ازینسانشعر تر مخیله سر تا پا که گوید
هوش مصنوعی: بعد از تو، شاعران در قرنها به گونهای شعر خواهند سرود که تمام وجودشان پر از احساس و شعف خواهد بود.