شمارهٔ ۳۴۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دلدادگی به معشوق است. شاعر به معشوقش اشاره میکند و میگوید که باید به او توجه کند و از او غفلت نکند. او به حال خود و غمهایی که به او وارد میشود، اشاره میکند و تأکید میکند که دیگران نباید غم او را بر خود بگیرند. همچنین به زهد و نداشتن آگاهی برخی از مردم اشاره کرده و از آنها میخواهد تا به عمق عشق و حقیقت توجه کنند. در نهایت، شاعر به اهمیت شناخت و درک عشق واقعی اشاره میکند و از آنکه هنوز در جهل به سر میبرند، ابراز تعجب میکند.
به روی دوست که رویش بچشم من نگریدبه خاک پاش که آن ره بروی من سپرید
هوش مصنوعی: به چهره محبوب نگاه نکن، چون چشمان من بر آن نمینگرد؛ به خاک پای او توجه کن، زیرا که آن خاک به راهی که به سمت من میآید، تعلق دارد.
با گذشتن از آن مو نشان بی چشمیستچو چشم نیست شما را به چشم من نگرید
هوش مصنوعی: اگر از آن مو بگذری، مانند کسی هستی که چشمی ندارد؛ چون اگر چشمی نداشتی، من هم به تو نگاه نمیکردم.
حرام باد شما را چه می خورید غمشغم من است غم او غم مرا مخورید
هوش مصنوعی: شما چه چیزی میخورید که برایتان اهمیت دارد؟ غم من و غمش دیگران به شما مربوط نیست، نگران آن نباشید.
همین که نام گدایان او کنید شمارمرا نخست گدای کمین او شمرید
هوش مصنوعی: وقتی که شما نام گدایان را بر زبان میآورید، لطفاً من را هم در نظر بگیرید و بگویید که من نخستین گدای پنهان او هستم.
کر بگوی با مگان به شکر گفتارکه نازک است رخ بار از آن طرف مپرید
هوش مصنوعی: بیا با دوستان به نیکی و مهربانی سخن بگوییم، زیرا لطافت و زیبایی صورت او باعث میشود که از آن طرف، دیگران به سمت او جذب شوند.
بر اهل زهد بستم کنان گذشت و بگفتعجب که عمر گذشت و هنوز بیخبرید
هوش مصنوعی: روزی کسی به زاهدان گفت که جالب است که عمر شما در حال گذر است و هنوز توجهی به واقعیات زندگی ندارید.
از بعد آنکه در دوست باز بافت کمالاگر بهشت بجوید به دوزخش بپرید
هوش مصنوعی: پس از آنکه دوست به کمال خود دست یافت، اگر کسی به دنبال بهشت باشد، بهتر است از دوزخ بگذرد.