شمارهٔ ۳۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از گوشهنشینان میخواهد که از انزوا بیرون بیایند و به زندگی و عشق بپردازند. او به آنها توصیه میکند که از کارهای بیهوده دست بردارند و به کوی بادهفروشان بروند، زیرا عشق ارزش بیشتری دارد. شاعر به عشق و گناه اشاره میکند و میگوید که اگر عاشقی گناه است، از کدام عمل دیگر میتوان بهعنوان طاعت یاد کرد. او خطاب به دوستانش از آنها میخواهد که با نور عشق، عقل را روشن کنند و در وقت خوش، دعاهایی برای کمال و سعادت خودشان کنند.
بگو بگوشه نشینان که رو براه کنیدزمال دست بدارید و نرک چاه کنید
هوش مصنوعی: به افرادی که در کنارهها نشستهاند بگویید که آماده سفر شوند. از کارهای بیهوده دست بردارید و به فکر چاه کندن باشید.
به یک مقام مباشید سالها ساکننظر به منزلت مهر و قدر ماه کنید
هوش مصنوعی: در زندگی، به یک سطح و مقام ثابت نمانید و مدت طولانی در یک جا نایستید. بلکه همواره بر قدرت و ارزش خود بیفزایید و به کمال برسید.
به کوی باده فروشان روید عاشق واربنای توبه بی اصل را تباه کنید
هوش مصنوعی: به محلهی شراب فروشان برو و با عشق و شوق، تمام پایههای توبهی بدون بنیادت را نابود کن.
به گردن من اگر عاشقی گناه بودکدام طاعت ازین به همین گناه کنید
هوش مصنوعی: اگر عاشق بودن بر من گناه است، پس کدام عمل نیکو از این گناه بزرگتر است؟
باب علم بشوئید روی دفتر عقلبنور عشق رخ عقل را سیاه کنید
هوش مصنوعی: به علم و دانش رو بیاور و با نور عشق، عقلات را روشن کن و غفلتها و تیرگیهای آن را از بین ببر.
چو وقت خوش شود ای دوستان برای کمالاگر کنید دعائی به صبحگاه کنید
هوش مصنوعی: زمانی که لحظهای خوش و مناسب فرا برسد، ای دوستان، اگر میخواهید به کمال برسید، در هنگام صبح دعایی بکنید.