شمارهٔ ۴۰۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان درد و غم ناشی از عشق میپردازد. او میگوید که دلش از درد عشق پر شده و نمیداند چگونه این ناله را کم کند. هیچ مرحم و درمانی قادر نیست این درد را کاهش دهد. او از غم و اندوه خود صحبت میکند و میخواهد که محبوبش با یک نگاه، از غم او بکاهد. چشمهای او همچنان پر از اشک است و هیچ چیزی نمیتواند این اشکها را کم کند. شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی با ثروت و جواهرات هم نمیتواند خود را از این درد رها کند. در انتها، او بیان میکند که اگر به محبوبش بوسهای بدهد، زیبایی و کمال او هیچ کم نمیشود و روح عاشق همچنان آتشین باقی میماند.
دل که از درد تو پر شد ناله را چون کم کندمرهم و درمان کجا این درد افزون کم کند
هوش مصنوعی: وقتی دل به خاطر درد تو پر شده است، چگونه میتواند با ناله کم شود؟ مرهم و درمانی وجود ندارد که این درد عمیق را کاهش دهد.
از خروش کشتگان گر زحمتی باشد تراغمزه بیمار را فرمای تا خون کم کند
هوش مصنوعی: اگر صدای کشتهشدگان تو را آزار میدهد، به درمانگر بیمار بگو تا برای کم کردن خون او کمکی کند.
آب چشمم کم نشد چندانکه مژگان بر گرفتکس به پرویزن چگونه آب جیحون کم کند
هوش مصنوعی: چشمهای من به اندازهای اشک میریزند که مژههایم نتوانند تمام آن را جمع کنند؛ هیچکس نمیتواند بگوید مانند پرویزن که چگونه آب جیحون کم میشود.
با دو صد گنج و گهر گر کردمت قیمت مرنجمشتری نیز از بهاری در مکنون کم کند
هوش مصنوعی: اگر با دو صد گنج و جواهر قیمت تو را تعیین کنم، ناراحت نشو؛ زیرا مشتری همواره برای بهاری که در دل دارد، ارزش خود را از دست نخواهد داد.
گر بمن بوسی ببخشی کم نگردد زان جمالبا زکات کی گدا از گنج قارون کم کند
هوش مصنوعی: اگر تو به من محبت کنی، این باعث نمیشود که زیباییات کمتر شود. مانند این است که با بخشش زکات، ثروت یک گدا از گنج قارون کاهش نمییابد.
رشکم از زاهد نمی آید که گه گه بیندتطبع ناموزون چو میل شکل موزون کم کند
هوش مصنوعی: حسادت من به زاهد به خاطر این نیست که او گاهی تو را میبیند، بلکه به این دلیل است که طبیعت ناهماهنگ او گاهی کمبود انسجام و زیبایی را نشان میدهد.
گر چو شمع خلونت سوزد زبان مگشا کمالنصه سوز درون عاشق به بیرون کم کند
هوش مصنوعی: اگر مانند شمع در خلوت بسوزی، زبان خود را باز نکن. کمال سوزش درون عاشق، به بیرون کم میکند.