شمارهٔ ۴۳۷
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی عشق و ارتباط عمیق با معشوق میپردازد. شاعر به نوعی حالت وجودی خود را توصیف میکند و بیان میکند که اگر نشانی از معشوق باشد، تمام هستی و زندگی او در آن نشان خلاصه میشود. او میگوید که دل و جان او به خاطر معشوق زنده است و او را به جای جان خود میداند. همچنین به زیباییهای معشوق اشاره میکند و تأمل در این زیباییها را ضروری میداند، چرا که این زیباییها نشاندهنده کمال عشق و ارتباط عمیق میان آنهاست.
از آن میان هیچ اگر نشان باشداین خبر هم در آن دهانه باشد
هوش مصنوعی: اگر نشانهای از آن میان وجود داشته باشد، این خبر نیز در همان جا خواهد بود.
گر میان باشد شه بزیر قباخرقة بنده در میان باشد
هوش مصنوعی: اگر در وسط ما، شاهی وجود داشته باشد، در زیر عبا، لباس بندگی هم در میان خواهد بود.
وره دهان گویمش که هست آن نیزسخنی از سر زبان باشد
هوش مصنوعی: من به او میگویم که این هم تنها حرفی است که از زبانم خارج میشود.
دل ز سرو روان او زنده استهمه کس زنده از روان باشد
هوش مصنوعی: دل به دلیل وجود و زیبایی او سرشار از حیات است و همه موجودات به واسطه این زندگی روحانی زندهاند.
گو برو جان و جا به او بگذارکه مرا او بجای جان باشد
هوش مصنوعی: به او بگو که برو و جان و زندگیام را به او بسپار، زیرا برای من او همانند جان من است.
عقل گفت لر به حسن آنی هستآن قد و ابروی فلان باشد
هوش مصنوعی: عقل گفت: زیبایی همانند این قد و ابرو را در وجود فلانی میتوان یافت.
این چه جای تأمل است کمالالف و نون برای آن باشد
هوش مصنوعی: این جای تأملی نیست که زیبایی الف و نون برای آن باشد.