شمارهٔ ۴۳۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و نیروی خلاقه آن است. شاعر به یاد زیباییها و نقشهای دلدار (عشق) در زندگیاش میافتد و از چگونگی بیداری دل در خواب عدم سخن میگوید. او میگوید که حتی در نبود هر نشانی از عشق، نشانهایی از آن در عاشقان دیده میشود. عشق را از آغاز در وجودش میشناسد و بین عشق و معشوق ارتباطی عمیق و همیشگی میبیند. در نهایت، شاعر از این احساس شکرگزاری میکند که عشق و آرزویش به اوج خود رسید.
زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بودعکس رخ دلدار در آئینه جان بود
هوش مصنوعی: پیش از آنکه جان در عالم غیب پنهان شود، تصویر چهره محبوب در آینه دل وجود داشت.
از خواب عدم دیده دل نا شده بیداردر دیده و دل نقش خیال تو عیان بود
هوش مصنوعی: از خواب عدم بیدار شدهام و حالا در دل و چشمانم تصویر خیال تو به وضوح دیده میشود.
آن دم که نبود از دل و جان هیچ نشانیبر چهره عشاق ز داغ تو نشان بود
هوش مصنوعی: در آن لحظه که چهره هیچ یک از عاشقان نشانی از دل و جان نداشت، نشان عشق تو بر چهرهها نمایان بود.
هر نقش که از کارگاه غیب بر آمدبردیم گمانی که تو آنی نه چنان بود
هوش مصنوعی: هر نقشی که از کارگاه غیب پدید میآید، ما به این گمان میافتیم که تو همان هستی، اما حقیقت چنین نیست.
با حلقه گیسوی تو شوریده دلانراهر حال که در کعبه به بتخانه همان بود
هوش مصنوعی: حلقه گیسوی تو باعث شده که دلهای عاشق همیشه در دلبستگی و حالتی شبیه به حالت مراجعه به کعبه داشته باشند، گویی که در میان بتخانهای هستند.
عشق از طرف بار پدید آمده از آغازمعشوق شنیدی که به عاشق نگران بود
هوش مصنوعی: عشق از زمانی ایجاد شده است که معشوق به عاشق، با نگرانی توجه نشان داده است.
در پای تو جان داد کمال وز جهان رفتالمنة لله که تمنای وی آن بود
هوش مصنوعی: در پای تو جان داد، یعنی جان خود را در پای تو نهاد و از دنیا رفت. شکر خدا که آرزوی او همین بود.