شمارهٔ ۴۴۵
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به نوشیدن شراب و رهایی از محدودیتهای روزهداری است. شاعر به ساقی میگوید که باده بیاورد زیرا عید صیام (عید افطار) فراررسیده و دیگر نیازی به خودداری نیست. او به شادی و سرور افرادی اشاره میکند که در روز عید در کنار معشوق خود هستند. همچنین به تضاد میان زهد و عشق پرداخته و میگوید که حقایق عشق برای عاشقان حلال است، در حالی که زاهدان از مستی و عشق دوری میجویند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچکس از عشق و کمال خود شرمنده نیست، جز کسانی که به دنبال شهرت و نام هستند.
ساقی بیار باده که عید صیام شدآن به که بود مانع رندی تمام شد
هوش مصنوعی: ای ساقی، باده بیاور که جشن رمضان فرا رسیده است. بهتر است که مانع خوشی و رندی برطرف شده باشد.
در ده قدح ز اول روزم که بعد ازینحاجت بدان نماند که گویند شام شد
هوش مصنوعی: در ابتدای روز، من به اندازهای شراب مینوشم که دیگر نیازی به نوشیدن در هنگام شب نخواهم داشت و دیگر نخواهند گفت که شب شد.
امروز هر که خدمت معشوق و می کندبختش کمینه چاکر و دولت غلام شد
هوش مصنوعی: امروز هر کسی که در خدمت محبوب و نوشیدنی است، شانس او کمتر و به مقام بنده و غلامی رسیده است.
بس خرقه که بود به دکان میفروشتسبیح و جامه در گرو نقل و جام شد
هوش مصنوعی: بسیاری از لباسهای ریاکارانه و ظاهری که به دکان فروشندهی شراب تعلق دارند، به عنوان ضمانت برای خریدن نوشیدنی و جامبهواری گذاشته شدهاند.
با زاهدان مگوی ز مستی و ذوق عشقبر عاشقان حلال و بر ایشان حرام شد
هوش مصنوعی: با زاهدان دربارهٔ خوشحالی و عشق صحبت نکن، زیرا این چیزها برای عاشقان مجاز است و برای آنها حرام شده است.
در روی خوب گرچه تأمل مباح نیستامکان رخصت است به نیت چو عام شد
هوش مصنوعی: اگرچه نگاه کردن به چهره زیبا جایز نیست، اما اگر انگیزهای نیکو وجود داشته باشد، میتوان آن را مجاز دانست.
از اهل عشق ننگ ندارد کسی کمالجز ناکسی که در پی ناموسی و نام شد
هوش مصنوعی: هیچکسی از عاشقان شرمنده نیست؛ تنها کسانی که به دنبال شهرت و اعتبار هستند، به دنبال کمال هستند.