تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۴۵۰

سرو را هرکه راست می‌گویدقامت بار ماست می‌گوید
چون دهانت کجاست می‌گویمچون دهانم کجاست می‌گوید
خبری ز آن میان چو می‌پرسمعالِمُ السِّر خداست می‌گوید
می‌کنند دل حدیث بوس و کناردل من هرچه خواست می‌گوید
چشم حیلتگرش به فتوی عشققتل عاشق رواست می‌گوید
ابرویش گفت فتنه کار من استکج نشست و راست می‌گوید
آن رخ آورد خط به خون کمالخال بر خط گواست می‌گوید