شمارهٔ ۴۸۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره تضاد بین عشق و پارسایی است. شاعر از زاهد و پارسا انتقاد میکند که در محبت و عشق به خدا توبه میکنند، در حالی که عشق واقعی لازم نیست که از سوی آنها تقیید شود. او به ویژگیهای معشوق اشاره میکند که با زیبایی و جذابیت خود، دلها را به سر میبرد و به تعبیر او، هیچ چیز نمیتواند جلوی عشق حقیقی را بگیرد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق و مستی از می و رازهای دل، در برابر توبههای خشک و ریاکارانه، ارجحیت دارد.
گر ترا از ستم و جور خدا توبه دهدزاهد شهر زعشق تو مرا توبه دهد
هوش مصنوعی: اگر خدا از ظلم و ستم گذشت کند، زاهد شهر هم از عشق تو به من اجازه توبه دهد.
پارسا کز به شاهه به دهان آره آبدیگری را زمی و نقل چرا توبه دهد
هوش مصنوعی: انسان پارسا و درستکار که به خداوند ایمان دارد، چرا باید از نعمتهای زندگی لذت ببرد و از دیگران حمایت کند؟ چرا باید از گناهان خود توبه کند در حالی که مسیر او روشن و پر از رحمت است؟
زاهد آن نیست که از دست گذارد نسبیعمگرش همت رندی ز ریا توبه دهد
هوش مصنوعی: زاهد کسی نیست که فقط بخاطر ترک برخی کارها از دنیا برید، بلکه باید همت او به گونهای باشد که از ریا و ظاهرسازی دوری کند و به حقیقت بپردازد.
بخشش پیر مغان بنگر و شرب صوفیکه صراحی می و سنج به ما توبه دهد
هوش مصنوعی: نگاهی به بخشش پیر مغان داشته باش و نوشیدن شراب صوفی را که جام می و سنج، به ما توبه میآموزد.
کردم از بیم رقیبان به زبان نوبه ز عشقهمه کس راز گنه بیم بلا توبه دهد
هوش مصنوعی: از ترس رقبای خود، به زبان نوزاد به عشق همه، راز گناهم را فاش کردم تا از بلا بترسم و توبه کنم.
گر تو از فتنه گری تویه دهی ابرو راغمزه را چشم تو زین شیوه کجا توبه دهد
هوش مصنوعی: اگر تو در کار فتنهانگیزی ابرو و غمزهات را به نمایش بگذاری، چشمانت به این روش نمیتوانند توبه کنند.
بس نکرد از لب و چشم خوش معشوق کمالگرچه او از می و مستی همه را توبه دهد
هوش مصنوعی: معشوق با زیبایی لب و چشمانش هرگز از جذبه و کمال خود دست نمیکشد، هرچند که او به همه میگوید از می و مستی دوری کنند و توبه کنند.