شمارهٔ ۴۸۷
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف و دردهای عاشقانه اشاره دارد. شاعر میگوید اگر درد عاشق ناشی از معشوق باشد، بهتر از آن است که از پزشک باشد. او همچنین به حس تنهایی و غریب بودن عاشق در هر جایی اشاره میکند. همچنین شاعر درخواست میکند که ای خدا، او بتواند در کنار رقیبش در درگاه معشوق باشد. در پایان، از خوشی و خوشذوقی واعظ و خطیبی صحبت میکند و به امید روزی که به وصال معشوق برسد، اشاره میکند.
اگر درد تو از حبیب باشددرد سرت از طبیب باشد
هوش مصنوعی: اگر درد تو ناشی از عشق و محبت باشد، پس تسکین و درمان تو هم باید از کسی باشد که به تو نزدیک است و میشناسدت.
ما را چه غریب شهر خوانیعاشق همه جا غریب باشد
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، ما در هر جایی احساس بیگانگی میکنیم و شهر ما برایمان غریب است.
أهم مشنو که گل پریشاناز ناله عندلیب باشد
هوش مصنوعی: به صداهای دلخراش و غمانگیز توجه نکن، زیرا ممکن است زیبایی گلها تنها به خاطر ناله و غمگینی بلبل باشد.
یارب که بر آن در از گدایانمن باشم و با رقیب باشد
هوش مصنوعی: خداوندا، کاش من در درگاه تو به عنوان گدا باشم و رقیب بر سر عشق من باشد.
شایسته گوش واعظ ماآواز خوش خطیب باشد
هوش مصنوعی: باید سخنران ما صدای زیبا و خوشایندی داشته باشد تا شنیدن کلامش برای مردم جذاب و دلنشین باشد.
گوید به تو بار باشم از دورخواهیم که عنقریب باشد
هوش مصنوعی: او میگوید که به تو وابستهام و اگرچه از هم دور هستیم، به زودی به هم خواهیم رسید.
با بار رسی کمال روزیاز عمرت اگر نصیب باشد
هوش مصنوعی: اگر مقدر باشد بخشی از عمرت با زیبایی و کمال سپری شود، به تو خواهد رسید.