تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۱۱

ذاکر حق که دل روشنت از بیداریستهمدم صبح سحر خیز و خنک جان و تنت
گر تو در ذکری و فکری شده زانسان مشغولکه دگر باد نیاید زمن و حال منت
من هم از فکر نیم خالی و از ذکر دمیگو بذکر توام و گاه بفکر دهنت