تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۱۳

ز ما ای صبا با محمد رسانخدا را درودی که او را سزاست
بگو با درود آنگهش در نهفتکه ای ساز معنی ز طبع تو راست
گرفتم که باشد ترا صد گرفتبهر یک غزل کاختراعی مراست
نه آخر غریب دیار تواندترا با غریبان خصومت چراست
ز بیداد تست اینهمه بر غریبکه شعر من آواره شهرهاست