شمارهٔ ۲۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درخواست سلمان از خودش اشاره میکند که او خواسته تا شعری بنویسد. اما شاعر بیان میکند که در دفترش هیچ چیزی ثبت نشده است. او به سلمان میگوید که سخنانش مانند آب است و در واقع چیزی از آن در دسترس نیست. شاعر توضیح میدهد که او برای سلمان مینوشته، اما سخنانی که از دیگران شنیده، در نظرش بیمحتواست.
یکی شعر سلمان زمن بنده خواستکه در دفترم زآن سخن هیچ نیست
هوش مصنوعی: یک نفر از سلمان خواسته که شعری از او را برایش بنویسد، اما او در دفترش چیزی درباره آن شعر پیدا نکرده است.
بدو گفتم آن گفته های چو آبکز آن سان دری در عدن هیچ نیست
هوش مصنوعی: به او گفتم که آن گفتهها مانند آبی هستند که به هیچ در ورودی به بهشت نمیرسند.
من از بهر تو مینوشتم و لیکسخنهای او پیش من هیچ نیست
هوش مصنوعی: من به خاطر تو مینوشتم، اما حرفهای او برای من هیچ ارزشی ندارد.