شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: فرهاد به میر ولی گفت که باید رشیدیه را آباد کنیم و از تبریزیان برای این کار زر بدهیم. در همین حال، مردی مسکین که مشغول کوهکنی بود، خبر پیدا شدن لشگر پادشاه توقتمش را شنید. هاتفی ندا داد که لعل شیرین به کام خسرو رسید، و فرهاد متوجه شد که تلاشهایش برای ساختن کوه بیهوده است.
گفت فرهاد آقا به میر ولیکه رشیدیه را کنیم آباد
هوش مصنوعی: فرهاد به میر گفت که بیاییم و رشیدیه را آباد و توسعه بدهیم.
زر به تبریزیان بآجر و سنگبدهیم از برای این بنیاد
هوش مصنوعی: به تبریزیها باید طلا را به عوض آجر و سنگ بدهیم تا این پایه و ساختار بنا محکم و برقرار بماند.
بود مسکین به شغل کوه کنیکه از موران کوه و دشت زیاد
هوش مصنوعی: در دنیای پرمشغله و سخت، فردی بیچاره وجود دارد که شغلش کندن کوههاست. او به اندازهای زحمت میکشد که گویی از مورچهها در کوه و دشت نیز بیشتر است.
لشگر پادشاه توقتمشآمد و هاتف این ندا در داد
هوش مصنوعی: لشکر پادشاه توقتمش به سمت ما آمد و گوشی ندایی به ما رسید.
لعل شیرین بکام خسرو شدکوه بیهوده میکند فرهاد
هوش مصنوعی: خسرو به لعل شیرینی دست یافت، اما فرهاد بیهوده تلاش میکند و کوه را بیدلیل از جا میکند.