مثنوی
هوش مصنوعی: دوستی به تبریزی میگوید که شب از شوق برادر نمیخوابد و نمیداند چطور میتواند بار فراق او را تحمل کند. تبریزی در جواب میگوید که او غمگسار است و از کار و بار او بیخبر است. او اشاره میکند که آنچه در پیش رویش است، نتیجه تمامی تلاشهای اوست و خود را از ناملایمات نمیترساند.
به امعانی تبریزی یکی گفتچو از شوق برادر شب نمی خفت
هوش مصنوعی: یک نفر به امعانی تبریزی گفت که به دلیل شوق و خوشحالی برای دیدن برادرش، شب را نمیتواند بخوابد.
که چون در گل بماندی زاشتیاقشچگونه می کشی بار فراقش
هوش مصنوعی: وقتی در گل بمانی و از شوق کسی دور باشی، چگونه میتوانی بار جدایی او را تحمل کنی؟
بدو گفت ای رفیق غمگسارمچرائی بی خبر از کار و بارم
هوش مصنوعی: به دوست خود گفتم که چرا دربارهٔ احوال من چیزی نمیدانی و از مشکلات و ناراحتیهایم بیخبر هستی؟
چنین بینی که پیش روی من هستنمی بینی که از پنجه، شصت من هست
هوش مصنوعی: چنین چیزی که در مقابل من قرار دارد را میبینی، اما نمیدانی که این نتیجه کار خود من است.
خری کو شست من برگیرد آسانز شست و پنج من نبود هراسان
هوش مصنوعی: خر تنها با شستن و تمیز کردن، به راحتی از جمعههای من برمیخیزد و من از این موضوع هیچ ترسی ندارم.