مستزاد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به صورت عاشقانه و عاطفی به توصیف معشوق خود میپردازد. او از درد و رنجی که عشق برایش به ارمغان آورده، سخن میگوید و از معشوق میخواهد که با نگاهی یا یک کلام، آرامش را به او بازگرداند. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید هیچ کس نمیتواند به پای آن زیباییها برسد. او از قدرت جاذبه معشوق در میان دیگران سخن میگوید و به حسرت و آرزوی وصال میپردازد. در نهایت، شاعر از بیخبری و سرنوشت خود در عشق مینالد و به ناامیدی از بهبود وضعیتش اشاره میکند.
ای ریخته سودای تو خون دل ما رابی هیچ گناهی
هوش مصنوعی: ای عشق تو بدون هیچ دلیلی سبب رنج و درد دل ما شدهای.
بنواز دمی خسته شمشیر جفا رایارا به نگاهی
هوش مصنوعی: لحظهای با محبت به درد و رنجی که متحمل شدهام، رسیدگی کن و با یک نگاه مهربان، به من قوت قلب بده.
باد سحر از روضه رضوان خبر آوردامروز به گلزار
هوش مصنوعی: صبحگاهان، نسیمی از باغ بهشتی خبر آورد که امروز در گلزار شاهد زیباییها هستیم.
ای سرو روان هست مگر پیک صبا رادر کوی تو راهی
هوش مصنوعی: ای سرو بلند، آیا برای پیک صبح که به کوی تو میآید، راهی هست؟
کس نیست که بر بوی گلستان جمالتدر باغ طرب نیست
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که با بوی خوش گلستان زیباییهای تو تحت تاثیر قرار نگرفته باشد و در خوشحالی و شادمانی نباشد.
چون لاله ز غم چاک زده جیب قبا راو افکنده کلاهی
هوش مصنوعی: چون لاله به خاطر غم، لباسش را پاره کرده و کلاهش را کنار گذاشته است.
زنجیر سر زلف ترا با همه خوبیسنبل نتوان گفت
هوش مصنوعی: زنجیر موهای تو، با تمام زیباییها، شبیه سنبل نیست و نمیتوان به راحتی دربارهاش صحبت کرد.
هرگز نکند هیچ کسی مشک ختا رانسبت به گیاهی
هوش مصنوعی: هیچکس نباید مشک ختا را برای گیاهی به کار ببرد.
بشکست همی لشگر سلطان کواکببر هر طرف امروز
هوش مصنوعی: امروز لشگر سلطان از ستارهها شکسته شده و در هر سو پراکنده شده است.
کان زلف زره پوش تو از عنبر سا راآورده سپاهی
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند زرهای محکم و زیبا هستند که بویی از عنبر را به همراه دارند، گویی یک سپاه را به دوش کشیدهاند.
در دایره خوش نظران باز به صد سالحقا که نیاورد
هوش مصنوعی: در جمع افراد خوشنظر و خوشسلیقه، حقیقت این است که نمیتوان به سادگی به نتیجهای دست یافت.
در دور قمر مادر ایام نگارامانند تو ماهی
هوش مصنوعی: در دورانی که قمر به دور خود در حال چرخش است، تو ای محبوب من مانند ماه زیبایی.
هیهات که در دور قمر زنگ بر آردآئینه رخسار
هوش مصنوعی: هرگز نمیشود که در دور قمر، زنگی بر آئینه چهرهاش بیفتد.
آندم که بر آرم ز دل سوخته یارازین واقعه آهی
هوش مصنوعی: در آن لحظه که برای دوست عزیزم از دل داغدیدهام آهی میکشم.
از حال پریشان کمالت خبری نیستهیهات چه تدبیر
هوش مصنوعی: او از حال نابسامان تو هیچ خبری ندارد و چقدر دور از ذهن است که برای این وضعیت چارهای بیندیشد.
آن کیست که تقریر کند حال گدا رادر حضرت شاهی
هوش مصنوعی: کیست که بتواند سرنوشت آن فقیر را در درگاه پادشاه تعیین کند؟