شمارهٔ ۵۶۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و او را برترین و بینظیرترین میداند. شاعر خود را غلام و خدمتگزار معشوق میخواند و از حالات و زیباییهای او سخن میگوید. چشم انتظار معشوق است و اندوه خود را برای دوری از او بیان میکند. همچنین، به می و نوشیدن اشاره میکند و میگوید اگر ساقیاش مثل معشوقش نباشد، مینوشیدن حرام است. در نهایت، شاعر معشوق را از همه مخلوقات برتر و مقامش را عالیتر میداند.
ای من غلام روی تو هر چه تمامترشهری تو را غلام و دعاگر غلامتر
هوش مصنوعی: ای من، تمام وجودم فدای چهرهات است. تو، ای شهر، من را به عنوان خدمتگزار و دعاگوی خود پذیرا باش و من حتی بیشتر از این نیز فدای تو میشوم.
چشمم که ساختی بره انتظار خشکدارند زلف و عارض تو صبح و شامتر
هوش مصنوعی: چشمانم که به تو دوخته شدهاند، همواره در انتظار تو هستند، خواه با زلفهای زیبا و خواه با چهرهات، صبح و شب.
گر آه و ناله از تو بر آورده اند ناماز هر دو هست دیده گریان بنامتر
هوش مصنوعی: اگر از تو صدای آه و ناله بلند شده، نام تو و آن که گریان است، بر روی زبانهاست.
می را که می نهند به هر مجلسی حرامگر نیست ساقیش چو تو باشد حرامتر
هوش مصنوعی: هر جا که مینوشند، اگرچه میالتی حلال باشد، اما اگر ساقیاش تو باشی، آن می هم به مراتب حرامتر است.
طوطی به منطق تو ندارد زبان بحثبا آنکه هست از همه شیرین کلامتر
هوش مصنوعی: طوطی نمیتواند با تو بحث کند، اما صدایش از همه شیرینتر است.
طاووس خوش خرام رها کن بصحن باغآن سرو ناز بنگر ازو خوش خرامتر
هوش مصنوعی: طاووس زیبا را رها کن و به باغ برو، آن سرو ناز را تماشا کن که از او زیباتر و باوقارتر است.
تا کشتهی منی بر آن استان کمالکس نیست در جهان ز تو عالیمقامتر
هوش مصنوعی: در این جهان هیچکس به مقام و جایگاه تو نمیرسد، حتی اگر من کشتهی عشق تو باشم.