شمارهٔ ۵۶۷
هوش مصنوعی: این اشعار درباره زیبایی و جذابیت معشوقهای هستند که شاعر از او تمجید میکند. او به زلف و چهرهی او اشاره میکند و از شدت عشق و درد هجران میگوید. شاعر بیان میکند که عشق به این معشوقه انسان را دچار رنج و سختی کرده است و حتی با وجود اینکه دیگرانی هم در درد و غم هستند، احساس او نسبت به معشوقش بسیار عمیقتر و شدیدتر است. در نهایت، شاعر از دلتنگی خود در شبهای هجران و بیداری به خاطر عشق به او سخن میگوید.
ای به زلف از شیروان عبارترطره از تو تو ازو طرار تر
هوش مصنوعی: ای کسی که زلفت از شیروان زیباتر است، و گیسویت از هر رشتهای خوشفرمتر، تو از همه آنها زیباتری.
ابرونی داری و چشم و غمزه ایهر یکی از دیگری خونخوار تر
هوش مصنوعی: تو ویژگیهای خاصی داری و نگاهی با طعنه و فریب، هر یک از آنها قادر است دیگری را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
تو ازو طرارتر یکدگر خونخوارترحقه بازی نیست شیرین کارتر نیست
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازهی تو و او در نقشهکشیدن و خدعه کردن ماهر نیست و هیچ کس هم به شیرینی و زیبایی عمل شما نمیتواند باشد.
در همه شهر از دهان تنگ توبر من کار ازین دشوارتر
هوش مصنوعی: در تمام شهر، از سخنان تلخ تو برای من کاری دشوارتر از این وجود ندارد.
گفتی از من بگذر و آسان بزیاز من مخلص نباشد بارتر
هوش مصنوعی: تو گفتی که بیدردسر از من بگذری، اما اگر دلش از من خالی باشد، این کار برایش سختتر خواهد بود.
گرچه باشد یار و غمخوارت بسیداغ هجرش کرد از آن افگار تر
هوش مصنوعی: اگرچه محبوب و دلسوز تو وجود دارد، اما درد جدایی او به مراتب بیشتر از اینها است.
دل خود از درده قدیم افگار بودتا شب هجران بود بیدارتر
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دردهای گذشته غمگین و رنجور بود، اما در شب دوری از معشوق، بیدارتر و هوشیارتر از همیشه بودم.
چشم بیدارته بخونتر به کمال
هوش مصنوعی: چشمانت بیدار و آگاه باشد و به زیبایی و کمال بخوانی.