شمارهٔ ۵۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت از معشوق خود گلهمند است. او توصیف میکند که معشوقش هیچ وفایی ندارد و تنها به او جفا میکند. چشمهای او مانند کافران است که به او آسیب میزند. شاعر از بادی به نام صبا یاد کرده که باعث میشود یاد معشوق او را رنج داده و دلتنگ کند. همچنین از زمانه بیدادگر و جداییاش از محل زندگیاش شکایت دارد. در نهایت، او به صداقت و صفای دل خود اشاره میکند که به خاطر عشق و وفا قربانی شده است.
آن ترک مست بین که چها می کند دگرهرگز وفا نکرد و جفا می کند دگر
هوش مصنوعی: آن جوان زیبا و مغرور چگونه رفتار میکند، او هرگز به وعدههای خود وفا نکرد و به دیگران آسیب میزند.
چشمش که کافریست چه کافر که عین کفرآهنگ و عزم کشتن ما می کند دگر
هوش مصنوعی: چشم آن فرد که در کفر است، چه تفاوتی میکند با یک کافر واقعی؟ او با نیت و ارادهای قوی به دنبال از بین بردن ماست.
باد صبا بشوق ز دست خیال اوپیراهنی که داشت قبا می کند دگر
هوش مصنوعی: باد صبا با شوق، به یاد او، پیراهنی که داشت را به قبا تبدیل میکند.
زنهار ازین زمانه بیدادگر مراکز بار و شهر خویش جدا می کند دگر
هوش مصنوعی: مراقب این دنیای بیرحم باش که مرا از خانه و سرزمینم جدا میکند.
مسکین کمال از سر صدق و صفای دلجائرا فدای عهد و وفا می کند دگر
هوش مصنوعی: بیچاره کسی که با صداقت و پاکی دل، آماده است وفای به عهد خود را قربانی کند.