شمارهٔ ۵۷۱
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و longing (اشتیاق) شاعر اشاره دارد. شاعر در گوشهای از کوی معشوق میایستد و از عشق و دلتنگیاش سخن میگوید. او بیان میکند که در دلش شوق معشوق جا دارد و حتی در شبها خواب غمانگیز او را میبیند. همچنین به ستارهشناسی اشاره میکند که در کتابش پیشگویی کرده است درباره رابطه او با معشوق و زیباییهای او. شاعر از رقیبان میخواهد که از عشق او به معشوق ناله نکنند و اظهار میکند که اگر بادهای بنوشد، اثر آن به خاطر یاد معشوق خواهد بود. در نهایت، شاعر به حال دلش اشاره کرده و میگوید که بیخبر از مستیاش، به یاد معشوق در زندگیاش میچرخد.
بر سر کوی تو گر بودی مرا راه گذرگاه میرفتم به دیده گاه میرفتم بسر
هوش مصنوعی: اگر در کوی تو مسیری برای عبورم پیدا میشد، با چشم پر از عشق و اشتیاق به سمت تو میرفتم.
مرغ اگر از ناله شبهای من می کرد خوابنا روم پیش تو میدزدیدم از وی بال و پر
هوش مصنوعی: اگر مرغی به خاطر نالههای شبانهام خوابش میبرد، من نیز پر و بال او را از او میدزدیدم و به سوی تو میآوردم.
در کتاب طالع ما دیده بود اختر شناساز سر زلفت بسی نشویش در دور قمر
هوش مصنوعی: در کتاب سرنوشت ما، اخترشناس نوشته بود که از موهای تو، بسیار از زیباییها و جذابیتها به دور قمر دیده میشود.
گر بری از ما رقیبا تحفه پیش حبیبمحبتی داریم خوش برخیز و زحمت را ببر
هوش مصنوعی: اگر تو از ما دور شوی، رقیب تو، هدیهای برای محبوب ندارد؛ اما ما محبتی داریم و باید خوشحال باشیم و زحمات را فراموش کنیم.
حال دل از باد پرسیدم ندارد آگهیکز نسیم زلف تو من مستم و او بیخبر
هوش مصنوعی: از باد حال دلم را پرسیدم، اما او نمیداند که من چقدر تحت تأثیر نسیم موهای تو هستم و بدحال میشوم و او از این مسأله بیخبر است.
همچنان از شوق آن لب خون بگریم پیش جامگر صراحی سازد از خاک وجودم کوزه گر
هوش مصنوعی: من همواره به شدت از شوق آن لبهای زیبا اشک میریزم، حتی اگر کسی بخواهد از خاک وجود من کوزهای بسازد.
گر به یاد روی او نوشی می روشن کمالچون قدح گیری بکف افکن نظر بر ماه و خور
هوش مصنوعی: اگر به یاد چهره او شرابی روشن بنوشی، مانند کسی که قدحی در دست دارد، به ماه و خورشید نگاهی بینداز.