شمارهٔ ۵۷۹
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و لذت صحبت و وصال معشوق است. شاعر از خوشحالی و شادی ناشی از ارتباط با یار صحبت میکند و به اهمیت این وصال اشاره دارد. او همچنین بر تمایز بین عشق واقعی و موانع عشق (رقیب) تأکید میکند. شاعر از معشوق درخواست دارد که محبت خود را به بندگان نشان دهد و از او میخواهد تا زیباییاش را نمایان کند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که وجود نقص یا حقارت در کمال و عظمت عشق نباید مایهی شرم باشد.
خوش نسیمی است بوی صحبت یارخوش نعیمی است وصل بی اغیار
هوش مصنوعی: نسیمی دلپذیر است که بوی گفتوگو با یار را میآورد و وصالی که در آن کسی جز محبوب نیست، خوشایند و شیرین است.
وصل جانان خوشست هموارهگر نبودی رقیب ناهموار
هوش مصنوعی: اتصال به معشوق همیشه خوشایند است، حتی اگر رقیبی در این مسیر وجود داشته باشد که مشکلاتی را ایجاد کند.
ای گل از بهر خاطر بلبلدامن خود کشید دار ز خار
هوش مصنوعی: ای گل، به خاطر دلتنگی بلبل، دامن خود را از خارها دور نگهدار.
تو خداوند گاری و مخدومما همه بندگان خدمتکار
هوش مصنوعی: تو سرور و خداوند ما هستی و ما همه بندگان و خدمتگزاران تو هستیم.
از گدایان مستمند غریبنظر مرحمت دریغ مدار
هوش مصنوعی: به کسانی که در فقر و تنگدستی به سر میبرند، با مهربانی و لطف نگاه کن و از کمک کردن به آنها دریغ نکن.
گفتمش رخ نما ستان جان گفترایگان رخ نمی نماید یار
هوش مصنوعی: به او گفتم که روی خود را نشان بده، او گفت: معشوق به رایگان روی خود را نمینماید.
جای آنست کز کمال حقیرداری از غایت بزرگی عار
هوش مصنوعی: جای آن است که از کوچک بودن و حقیر بودن خود شرمنده باشی، زیرا به خاطر عظمت و بزرگی که داری، باید به خودت احترام بگذاری.