تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۵۸۳

دل رفت و نماند عقل و تدبیردلبر به جفا نکرده تقصیر
آرید بمن نسیم آن زلفدارید مرا نگه به زنجیر
باد است بگوش هوش مجنونپند پدر و نصیحت پیر
تدبیر فتیل عشق تیغ استباز آ که بدست تست تدبیر
چون عاشق خسته دل به بالاتبر نیره تو جان فشانده نخجیر
بر خوان بلای دوست ای جانخونها خور و ذله نیز برگیر
مگذار کمال بخش دل هیچبر غایبه گفته اند تکبیر