شمارهٔ ۵۸۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات عمیق و ناتوانی خود اشاره میکند. او از دلش که به خاطر چشمان معشوق ناتوان شده، و وجودش که از کلام او بینشان است، سخن میگوید. شاعر احساس میکند که عشقش به معشوق همیشه بیشتر و عمیقتر از محبتهای رقیب است. او با تصویر اشک و سیراب شدن در کنار معشوق، به تیرهروزی و تنهایی خود اشاره میکند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که از کمال و زیباییاش به او مایه دهد، در حالی که به وفاداری او شک دارد.
دلی دارم ز چشمت ناتوانتروجودی از دهانت بینشانتر
هوش مصنوعی: دلم از چشم تو ضعیفتر است و وجودم از گفتارت بیخبرتر.
چو اشکم در کنار ای در سیراباگر آنی شپی باری روانتر
هوش مصنوعی: اگر اشکم در کنار تو جاری باشد، بیتردید اگر تو لحظهای مرا ترک کنی، او همچنان روانتر خواهد بود.
رقیبت مهربانیها نمایدولی از ما نباشد مهربانتر
هوش مصنوعی: رقیبت ممکن است رفتار مهربانانهای از خود نشان دهد، اما ما از آن مهربانتر نیستیم.
به مهرت گر بسنجم ذرهای راهنوز آن ذرهام آید گرانتر
هوش مصنوعی: اگر بخواهم محبت تو را با کوچکترین چیزها بسنجم، حتی آن smallest چیز نیز برایم بسیار با ارزشتر از همه چیز است.
میانت گوییا رازیست غیبیکه از سره ضمیر آمد نهانتر
هوش مصنوعی: در دل تو رازی پنهان وجود دارد که از عمق افکار و احساساتت آشکارتر است.
دل از چشم تو خود بودی چنان مستچو کردی یک نظر گشت آنچنان تر
هوش مصنوعی: دل از چشمان تو به قدری مست و سرمست شد که با یک نگاه تو، حالتی غیرقابل وصف پیدا کرد.
میفشان از کمال ای بیوفا دستکزو عاشق نیابی جانفشانتر
هوش مصنوعی: ای بیوفا، از کمال خود بیپروا بگستران، زیرا که نمیتوانی کسی را بیابی که جانش را همچون من فدای عشق کند.