شمارهٔ ۶۰۰
هوش مصنوعی: این شعر به احساس درد و رنجی عمیق اشاره دارد که شاعر به خاطر بیمحلی و بیوفایی محبوبش تجربه میکند. او از اینکه محبوبش به او بیتوجهی میکند و از او دور است، ناامید شده و اعتبارش را از دست میدهد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی در این وضع، عواطفش نسبت به محبوبش همچنان زنده است و امید به بازگشت او را دارد. او به روشنی نشان میدهد که این حالت دشوار و دل شکستگی نه تنها او را آزار میدهد، بلکه آرزوهایی را که در دل دارد، نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
دریغ از جورت آمد وز جفا نیزکه با من آن نمی داری روا نیز
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که افسوس بر این است که از تو محبت و مهری نمیبینم و همچنین از بیرحمیات که با من چنین رفتاری میکنی، هیچ عذری را نمیپذیری.
تو دشنامم دهی بهتر که غیریبخواند رحمتم گوید دعا نیز
هوش مصنوعی: اگر به من ناسزا بگویی، بهتر از آن است که کسی دیگر برایم دعا کند و رحمت بخواهد.
چه صیدم من که یکبارم بفتراکنمی بندی نمی سازی رها نیز
هوش مصنوعی: من چه صید خوششانسی هستم که حتی یک بار هم نمیتوانی با تلهام به دام بیندازی و از من دور نمیشوی.
هنوز اندر سرم مهر تو باشداگر از خاک من روید گیا نیز
هوش مصنوعی: اگر هنوز در ذهن من عشق تو وجود دارد، حتی اگر گیاهی از خاک من جوانه بزند.
به قتل من هوس تنها نه او راستکه هست آن آرزو در جان مرا نیز
هوش مصنوعی: او فقط به خاطر تمایل به کشتن من این کار را نمیکند، بلکه آرزوی او نیز در وجود من وجود دارد.
دراز افتاده است آن رشته زلفرسد آن رشته یک روزی مرا نیز
هوش مصنوعی: آن رشته زلفی که اکنون به خواب افتاده است، روزی به من نیز خواهد رسید.
کمال آئین خونریزی گر این استمخور انده که نگذارد ترا نیز
هوش مصنوعی: اگر هنر کشتن به این صورت است، نگران نباش زیرا این کار تو را هم رها نخواهد کرد.