شمارهٔ ۶۰۹
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و فریبندگی مژه و غمزه اشاره دارد و به عشق و درد عاشقان پرداخته است. شاعر در آن به عشق بیدلیل و بیرحمی معشوق میپردازد و به عاشق هشدار میدهد که از او دوری کند، چرا که عشق ممکن است منجر به درد و خونریزی شود. همچنین، اشارههایی به پرهیز و پرهیزگاری دارد و از زهد و طلب جویان بهشت صحبت میکند. در نهایت به کمال و آرزوهای انسانی در جستجوی خوشبختی پرداخته است.
مژه تیزست و غمزه نیز و تو نیزریختی خون عاشقان به ستیز
هوش مصنوعی: مژههای تو تیز و نازک است و ناز و دلربایی هم داری، و با این حال تو خون عاشقان را به خاطر عرقریزی و جنگ دلها میریزی.
اگر کشی بی بهانه نتوان کشتصد بهانه بعشره انگیز
هوش مصنوعی: اگر نتوانی بدون دلیل کسی را به قتل برسانی، به دنبال ده بهانه برای کشتن او باش.
از من آن پای بوسه مگریزانهمچو عمر گریز پا مگریز
هوش مصنوعی: از من فرار نکن، همانطور که عمر همواره در حال فرار است.
گو پرهیز چشمت از خونمنیست بیمار را به از پرهیز
هوش مصنوعی: چشمانت بپرهیزد از خون من، اما برای بیمار بهتر است که پرهیز نکند.
کرد خون همه به گردن زلفگفت کج دار طره را و مریز
هوش مصنوعی: تمام خونها به گردن زلف توست، پس مراقب باش که شانهات را به آرامی بچرخانی و به هیچوجه مریز.
پارسا دست خشک رفت آنجاچون زنیع داشت دستاویز
هوش مصنوعی: مرد پارسا با دستانی خالی به آنجا رفت زیرا که امید و فریادی به همراه داشت.
زاهدا تو بهشت جو که کمالولیانکوه خواهد و تبریز
هوش مصنوعی: ای زاهد، بهشت را جستجو کن که در آن کمال و فضل ولیان کوه و تبریز وجود دارد.