شمارهٔ ۶۰۸
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای مجلس و حضور معشوق میپردازد. شاعر به زیبایی و جاذبههای معشوق اشاره کرده و بیان میکند که زمان و مکان برای او معنای خاصی پیدا کرده است. حضور معشوق باعث میشود که عقل و احساسات انسان درگیر شوند و زاهدان دنیا نیز در برابر زیبایی او شکستخورده به نظر میرسند. شاعر از ساقی میخواهد که شراب بیاورد تا در خلوت و خرابات از لذات زندگی بهرهمند شوند. در نهایت، شاعر به غم و دلنگرانیهای خود اشاره میکند و میگوید که وجدان او همچنان به زیبایی معشوق توجه دارد.
مجلس ما به حضور تو چنانست امروزکه کمین خادمه اش حور چنانست امروز
هوش مصنوعی: امروز مجلس ما به حضور تو به قدری زیبا و باشکوه است که حتی خدمتکارانش هم مانند حوریها هستند.
از سر زلف پریشان تو در حلقه جمععقل سودا زده زنجیر کشائست امروز
هوش مصنوعی: امروز عقل دیوانه از پیچیدگی موی نامنظم تو در میان جمع گرفتار شده و زنجیر را به دست گرفته است.
ساقیا باده بده کز می دوشین ما رابه رخت خلوت به خرابات مغانیست امروز
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً بادهای به ما بده تا از می نوشیدن لذت ببریم، چرا که امروز در خلوت خودمان، به میخانه و شادیای که در آن است، نیاز داریم.
زآن دو جادوی فریبنده محراب نشینزاهد صومعه رسوای جهانست امروز
هوش مصنوعی: امروز، آن دو جادو که باعث فریب میشود، در دست زاهدی نشسته در محراب، باعث رسوایی دنیای امروز شده است.
آفتاب از چه سبب روی به محراب نمودغالبا در سر زلف تو نهانست امروز
هوش مصنوعی: چرا خورشید به سوی محراب روی آورده است؟ زیرا اغلب در میان گیسوان تو پنهان است.
دوش با خاک درت بود مگر باد صباکه بر اطراف چمن مشک فشانست امروز
هوش مصنوعی: دیروز خاک درگاهت بود، شاید به خاطر نسیم صبحگاهی که امروز اطراف چمن بوی خوشی پخش کرده است.
گرچه بیدل تر از آنست که دی بود کمالبر جمال تو بعد دل نگرانست امروز
هوش مصنوعی: هرچند که بیدل با کمال زیبایی تو دیروز نسبت به امروز نگرانتر است، اما حالا وضعیت او به گونهای است که نمیتواند زیبایی تو را فراموش کند.