شمارهٔ ۶۹۸
هوش مصنوعی: این متن شعرگونه بیانگر عشق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و میخواهد در فضایی پر از عشق به او نزدیک شود. او از درد فراق و آرزوی وصل میگوید و به زیباییهای معشوق اشاره میکند. در اینجا، شاعر ابراز میکند که چقدر مشتاق دیدن و نزدیک شدن به معشوق است و اینکه حتی در روز قیامت هم یاد معشوق در دلش خواهد بود. در نهایت، او از نیاز به جان و کمال معشوق سخن میگوید و اینکه تمام این عشق را به خداوند سپرده است.
بگذار تا به گلشن روی تو بگذریمدر باغ وصل از گل روی تو برخوریم
هوش مصنوعی: اجازه بده تا به باغی برویم که زیبایی تو در آنجا است و از حضورت در آنجا لذت ببریم.
باشد اسیر چشم گدایان پادشاهبردار پرده تا که رخت سیر بنگریم
هوش مصنوعی: ای کاش ما نیز اسیر چشم های زیبای گدایان باشیم. پادشاه، پرده را کنار بزن تا بتوانیم به راحتی زیبایی او را ببینیم.
کوری دیده گو بشکن حور پای مااگر سر بغرف هاش چو طوبی در آوریم
هوش مصنوعی: اگر در حورهای بهشت را ببینی و پای ما را بشکنی، ما هم از آسمان مثل درخت طوبی، زیبایی خواهیم آورد.
در خلوتی که ثانی اثنین آن صباستخود را ز خیل رابعهم نیز نشمریم
هوش مصنوعی: در تنهایی که فقط دو نفر در آن حضور دارند، نباید خود را جزو جمعیات دیگر بشماریم.
ای باد اهل روضه زحسرت بسوختنددیگر به کس مگوی که ما خاک آن دریم
هوش مصنوعی: ای باد، افرادی که به باغ عشق دل باختهاند، از حسرت در آتش دل سوختهاند. دیگر به کسی نگویید که ما پیرو و خاک پای آن مکان مقدس هستیم.
ما را به روز واقعه خاطر به آن خوش استکز خاک آستان تو تصدیع می بریم
هوش مصنوعی: ما منتظر روزی هستیم که در آن، با افتخار و سربلندی از خاک پایگاه تو برمیخیزیم.
گر جان طلب کند ز تو جانان بده کمالتا جنس عاریت به خداوند بسپریم
هوش مصنوعی: اگر شخصی برایت درخواست جان و زندگی کند، با کمال و تمام به او تقدیم کن تا این که دارایی عاریتی خود را به صاحب اصلیاش، یعنی خداوند، بازگردانی.