تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۷۰۳

تا دست به زلف یار بردیمصبر از دل بی قرار بردیم
سیم و زر و جان و سر بر آن درهر چار به اختیار بردیم
جانها کردیم در سر تیغسر نیز به پای دار بردیم
بردیم به خاک مهر آن رویشمعی به سوی مزار بردیم
سر در پی آهوان مشکینچون را سوی لاله زار بردیم
کردیم رقیب را کشانهسگ را بستم شکار بردیم
گر شد ز کمال سرگران یاردرد سر ازین دیار بردیم