شمارهٔ ۷۱۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر است. او به خواب و دیدار محبوبش اشاره میکند و از احساسی عمیق نسبت به او سخن میگوید. شاعر ابراز میکند که دلش برای دیدار محبوب سر به راه است، ولی به دلیل مشکلات یا نارضایتیها نمیتواند به سوی او برود. او همچنین به سختی و درد ناشی از جدایی اشاره میکند و در نهایت، ناصح را به سکوت دعوت میکند و از توصیههای او در مورد حال خود چشمپوشی میکند. در کل، شعر تالیفاتی عمیق از عشق و آرزوها و رنجهای ناشی از آن را به تصویر میکشد.
چه بودی گر شبی در خواب رفتی چشم بیدارممگر دیدار بنمودی ز روی مرحمت بارم
هوش مصنوعی: اگر شب در خواب بروی و چشمان بیدار من تو را نبیند، آیا ممکن است که در خواب دیدارت را نشان بدهی و از روی محبت، مرا شاد کنی؟
اگر صاحبدلی بودی که بر من مرحمت کردیبگوش او رسانیدی حدیث چشم بیدارم
هوش مصنوعی: اگر فردی مهربان بودی و نسبت به من لطفی داشتی، میتوانستی ماجرای چشم بیدارم را به او بگویی.
دلم دلبستگی دارد که بر خاک درش میردولی هرگز بکوی او گذر کردن نمی بارم
هوش مصنوعی: دل من تعلق خاطر به کسی دارد که اگر روی خاکش جان بسپارد، من هیچگاه قدم به کوی او نخواهم گذاشت.
گر آن بدمهر سنگین دل نگیرد دست من روزیشبی در حضرت باری بزاری دست بردارم
هوش مصنوعی: اگر آن دل سنگین و بیرحم مرا نگیرد، روزی شبی در حضور خداوند، دست از کارم برمیدارم.
شود رشک گلستان ارم صحن سرای مناگر روزی چو بخت از در در آید سرو گلبارم
هوش مصنوعی: اگر روزی بخت مرا یاری کند و زیبایی و شادابی به خانه من بیافزاید، باغ مرا به گلستان ارم تبدیل خواهد کرد و همه به حسرت و حسادت به زیبایی آن خواهند نگریست.
اگر سرو قبا پوشم بخاکم بگذرد روزیکفن برخورد با سازم هزاران نعره بردارم
هوش مصنوعی: اگر لباس زیبایی بر تن کنم و روزی به زمین بگذارم، در آن زمان با صدای بلند گریه و فریاد هزاران بار سر میزنم.
کمال خسته را دیگر نصیحت کی قبول افتدخدا را بگذر ای ناصح بحال خویش بگذارم
هوش مصنوعی: شخص خسته و ناامید دیگر هیچ نصیحتی را نمیپذیرد. ای ناصح، با خداوند خودت را به حال خود رها کن و به حال او بیاندیش.