تناجی
کمال خجندی

شمارهٔ ۷۵۴

صفت زلف کجت راست نباید به قلممه نو باشد از ابروی تو بسیاری کم
تو به خوبی نه چنانی که شکیب از تو توانهمه سودای تو دارنده و من غمزده هم
با همه رنج غریبی و غم تنهائیچون غم عشق توام مونس جانست چه غم
کش عشقه تو هرگز نکند باده حیاتخسته نیغ نو قطعا نپذیرد مرهم
چشمم ار نیره شد از فرقت روی نو رواستزود بابد خلل آن خانه که باشد پرنم
روزگاریست که خاک قدم تست کمالبه رقابت که مکش دامن ازین خاک قدم