شمارهٔ ۷۶۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و روز عاشقانهی شاعری میپردازد که در نبود محبوبش رنج میکشد. او از درد جدایی و غم عشق صحبت میکند و میگوید که گرچه جسمش در دوران هجر درگیر مشکلات است، اما روحش دائم در خیال معشوق زندگی میکند. شاعر به شکوه و زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی در مرگ نیز محبت و یاد او او را زنده نگهداشته است. او از احوالش میگوید که با هر نگاهی از طرف معشوق مجدد زنده میشود و نشان میدهد که تمام وجودش برای عشق و کمال محبوبش صرف شده است.
گر بی تو یک دو دم من بیمار زیستماز غمزه تو خسته و انگاره زیستم
هوش مصنوعی: اگر فقط برای لحظاتی بدون تو زندگی کنم، به خاطر حسرت دلتنگی تو، خسته و بیمار میشوم.
از من چو نیم ناز دگر داشتی دریغچون صید نیم کشته به ناچار زیستم
هوش مصنوعی: اگر با من ناز و نوازش بیشتری داشتی، افسوس که مثل صیدی نیمهجان ناچار شدم زندگی کنم.
تن گرچه روز هجر زدی باز شد هلاکشرمنده ام ز بار که بسیار زیستم
هوش مصنوعی: بدن من، حتی اگر در روز جدایی آسیب دیده باشد، دوباره به زندگی بازگشته است. اما من به خاطر بار سنگین روزگار و زحماتی که کشیدم، شرمنده و خجالتزدهام.
رضوان به روضة خضر به آب حیات زیستمن با خیال آن لب و رخسار زیستم
هوش مصنوعی: بهشتی که در آنجا با جمال معشوقم زندگی میکنم، همانند باغی سرسبز و با آب زلالی است که من با خیال آن لب و چهره زیبا زندگیام را سپری میکنم.
کوثر ز سنگ تربت من گر چکد رواستچون سالها به باد لب بار زیستم
هوش مصنوعی: اگر از سنگ قبر من، یک قطره کوثر بچکد، اشکالی ندارد؛ چون سالها بر لب گورم زندگی کردهام.
هر بار کز کرشمه مرا غمزه تو کشتاز ذوق کشتن تو دگر بار زیستم
هوش مصنوعی: هر بار که با ناز و غمزهات مرا به درد و غم میاندازی، از شادی و عشق به تو دوباره زنده میشوم.
گفتی کشم ز جمله ترا بیشتر کمالمن بیشتر برای همین کار زیستم
هوش مصنوعی: گفتی که من از همه بیشتر ویژگیهای خوب دارم و به همین خاطر برای این هدف زندگی کردهام.