شمارهٔ ۷۶۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره دو زندگی متفاوت، یکی زهد و عبادت در صومعه و دیگری رندی و خوشگذرانی در میخانه، بحث میکند. شاعر به این نتیجه میرسد که بهتر است به جای نشستن در مکانهای مقدس و تقلید از دیگران، به طور واقعی و آزادانه در میخانه زندگی کند و با می و معشوق انس بگیرد. او تأکید میکند که زندگی در تقوی بدون عمق و احساس واقعی ارزشی ندارد و هدر دادن عمر به نظر میآید. در نهایت، شاعر بیان میکند که رندی واقعی این است که در میخانه به زهد و تقوا بپردازد و به معنای عمیقتری از زندگی دست یابد.
گر به میخانه حریف می و شاهد باشمبه که در صومعه بنشینم و عابد باشم
هوش مصنوعی: اگر در میخانه با دوستانم در کنار شراب و معشوق باشم، بهتر از این است که در صومعه نشسته و عبادت کنم.
وقت آن شد که اقامت به خرابات کنمتا به کی معتکف گوشه مسجد باشم؟
هوش مصنوعی: زمان آن فرارسیده که در مکانهای بیقید و بند بمانم و از گوشهی مسجد دوری جوییم. دیگر نمیتوانم به انتظار بنشینم و در گوشهای معتكف باشم.
دامن پیر مغان گر فتد این بار بدستمن سرگشته چرا طالب مرشد باشم؟
هوش مصنوعی: اگر دامن پیر مغان (رندان) در این بار به دست من بیفتد، چرا باید دنبال مرشد و هدایت کننده باشم، در حالی که خودم در جستجوی حقیقت هستم؟
سالها بر در میخانه نشینم به از آنکه ازین گوشهنشینان مقلد باشم
هوش مصنوعی: من سالها در کنار میخانه مینشینم تا از آن که در این گوشه نشسته و تقلید میکند، باشم.
زهد در صومعه میورزم و این رندی نیسترندی آنست که در میکده زاهد باشم
هوش مصنوعی: من در صومعه به زهد و ریاضت مشغولم و این کار رندی به حساب نمیآید. رندی واقعی این است که در میکده، در حالی که زاهد باشید، زندگی کنید.
یار اگر ز آه من خسته نگر اندیشدفارغ از قصد بداندیشی حاسد باشم
هوش مصنوعی: اگر محبوبم از آه و نالهام خسته شود و به این فکر کند، باید دور از نیّت بدخواهان، در نظرش من حسود نباشم.
زندگی در سر تقوی شد و حیف است کمالکه همه عمر درین فکرت فاسد باشم
هوش مصنوعی: زندگی به سمت تقوا و خوبی پیش میرود و جای تأسف است که تمام عمرم را در اندیشههای نادرست و فساد بگذرانم.