شمارهٔ ۷۷۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از جدایی است. شاعر در ابیات مختلف، از احساسات عمیق خود نسبت به محبوب سخن میگوید و تأکید میکند که اگر محبوب او دچار درد یا رنج شود، او نیز دچار عذاب میشود. او میگوید که در هر شرایطی، خواه محبوب شیرین باشد یا بیمحبت، او به عشق و وفاداری خود ادامه میدهد. همچنین، شاعر بر اهمیت تلاش و کوشش در راه کسب علم و حقیقت تأکید کرده و به نوعی، خود را از دلدادگی و آزارهایی که از طرف روزگار میبیند، مستحکم و بینیاز میسازد. نهایتاً، او از قدرت کلام و تلاش برای تسلط بر نفس خود میگوید.
گفت دلدارم که از هجران دلت خون میکنمگفتم ار خون شد ورا از دیده بیرون میکنم
هوش مصنوعی: دلدارم گفت که از دوری تو خیلی غمگین و ناراحتم. من هم گفتم اگر غمگینی و اشکت ریخت، من هم آن اشک را از چشمانم دور میکنم.
نیست با بارم خلافی غیر از این مقدار بسگر بلا کم میکند من ناله افزون میکنم
هوش مصنوعی: من با باران هیچ تضادی ندارم و فقط به همین اندازه راضی هستم. اگر عذاب و سختی کم شود، من بیشتر ناله و شکایت میکنم.
گر که او شیرین شود من میشوم فرهاد اوگر که او لیلی شود من کار مجنون میکنم
هوش مصنوعی: اگر او شیرین و دلپسند شود، من نیز همچون فرهاد عاشق او میشوم و برایش تلاش میکنم. و اگر او شبیه لیلی شود، من هم از روی عشق و جنون، کارهای مجنون را انجام میدهم.
گر که با ما بر سر بیمهری و کین هست چرختکیه بر لطف و عطای ذات بیچون میکنم
هوش مصنوعی: اگر تو با ما دشمنی و بیمهری میکنی، من به مهربانی و بخشش بیانتهای خداوند تکیه میکنم.
در پی کشف حقایق با سری پرشور و شوقسپر در دامان کره و دشت و هامون میکنم
هوش مصنوعی: من با اشتیاق و انرژی بالا در جستجوی حقیقت هستم و به گشت و گذار در دشتها و زمینهای مختلف میپردازم.
با تلاش و کوشش اندر راه کسب علم و فضلخویشتن را بینیاز از گنج قارون میکنم
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش در مسیر یادگیری و دانش، خود را از ثروت و داراییهای بزرگ بینیاز میکنم.
مار اگر افسون شد و با ورد میگوید کمالاژدهای نفس را یک ورد افسون میکنم
هوش مصنوعی: اگر مار فریب خورد و جادوگری را به زبان آورد، میتوانم با یک جادو کردن، کمال و قدرت اژدهای وجودش را تحت تأثیر قرار دهم.