شمارهٔ ۷۷۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر از عشق و زیبایی معشوق میگوید و آرزو میکند که از گل معشوق، پرندهای بسازند. او تصویری از معشوقش را در خواب و روز خوبش توصیف میکند و به زنجیر کردن عشقش اشاره میکند. شاعر همچنین به سفید شدن موی خود، به مانند شیر، و تجربههای خود به عنوان یک فرد پیر اشاره دارد. در نهایت، او از لب معشوق میگوید که کمال و زیبایی را با کلمات خود تحریر میکند.
اگر من از عشق آن دو رخ میرمای گل روضه دامنت گیرم
هوش مصنوعی: اگر من به خاطر عشق آن دو چهره میمیرم، ای گل، دامنت را به دست میگیرم.
کاشی سازند از گلم مرغیبا کمان ابرونی زند تیرم
هوش مصنوعی: ای کاش از خاک و گل، یک مرغ زیبا بسازند که با کمانش بر قلب من تیر شوق بیندازد.
دیدم آن رخ بخواب خوش سحریبخت و روز نکوست تعبیرم
هوش مصنوعی: دیدم که آن چهره زیبا در خواب، نشانهای از بخت خوب و روزهای خوش آینده است. تعبیر من این است که این خواب نشانهای از خوشبختی است.
پیش رو ار نشانیم چون زلفباید اول نهاد زنجیرم
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم نشانهای بر روی پیشانیام بگذارید، باید ابتدا زنجیری را به دور زلفهایم ببندید.
شد سپیدم چو شیر موی و هنوزبابت طفل چون می و شیرم
هوش مصنوعی: موی من مانند موی شیر سفید شده و هنوز به خاطر نوزادم مانند شیر و شکر هستم.
حرص پیران فزون بود به بتاندر گذر ای جوان که من پیرم
هوش مصنوعی: پیران به زیباییهای ظاهری و عشق به معشوقان بیش از حد دلبستگی دارند و این نکته را به تو، ای جوان، یادآوری میکنم که من هم سن و سالی دارم و در این باره تجربهای دارم.
پیش خط لب گشود و گفت کماللطف تحریر بین و تقریرم
هوش مصنوعی: او با لبها سخن گفت و بیان کرد که زیبایی در نوشتن و بیانش را ببینید.