شمارهٔ ۷۷۰
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و عشق عمیق به معشوق پرداخته است. شاعر در آن بیان میکند که حاضر است خاک پای معشوق را به چشم بکشند و به آستان او سجده کنند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی اگر معشوق از آنها غرامت بخواهد، هنوز آمادهاند که سر و چشم خود را به خاطر او تقدیم کنند. شاعر در انتها به عشق و محبت اشاره کرده و به رغم سختیها و دردها، عشق به معشوق را همچنان قوی و پرشور میداند.
گر گذاری که با تو در نگویمخاک پایت به چشم ها بخریم
هوش مصنوعی: اگر کسی با تو صحبت نکند، من حاضر هستم که خاک پایت را به چشم بگذارم و آن را بپرستم.
تا ببوسیم آستان تراحلقه حلقه نشسته گرد دریم
هوش مصنوعی: ما دور تا دور درگاه تو نشستهایم و منتظر هستیم تا لبهای خود را بر آن ببوسیم.
گر غرامت ستانی از انصافسر و دیده نهاده در نظریم
هوش مصنوعی: اگر از من غرامت بگیری، باید انصاف را در نظر بگیری و به آن احترام بگذاری.
گفته بک شیم ببر سوی خویشما از آن کوی جان چگونه بریم
هوش مصنوعی: میگوید: ای محبوب، ما را به سمت خود ببر، چرا که نمیدانیم از این مسیر سخت و دردناک به سمت جانِ خود چگونه باید برویم.
اختری چون تو گر به ما گذردبه بلندی از آسمان گذریم
هوش مصنوعی: اگر ستارهای مانند تو به ما نزدیک شود، ما نیز از آسمان به بلندی خواهیم رفت.
کیشت از تیر شد تهی دل پرپر دلی بین که جمله را سپریم
هوش مصنوعی: دل من از تیر غم خالی شده و حالتی پر از ناراحتی دارم. ببین چگونه همه چیز را در خود جای دادهام.
گرچه آتش زدی به جان کمالدر محبت هنوز نیزه تریم
هوش مصنوعی: اگرچه با عشق تو آتش به جان کمال زدی، اما هنوز هم به تو وابستم و در تسلیم توام.