شمارهٔ ۸۱۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس ناکامی و اندوه عمیق خود میگوید. او در لحظات ناامیدی و بیخوابی، همچون مجروحی بدون مرهم احساس تنهایی میکند. در غم دوری معشوق، او از گریه به آسمان و درختان نگاه میکند و به یاد میافتد که چقدر احساس نزدیکی به او دارد، حتی اگر فاصلههای زیادی بینشان باشد. شاعر حتی شبها را در انتظار معشوق میگذراند و در عین حال از اشکهایش میگوید که شبیه امواج دریا بهطور مکرر برمیخیزند. در مواجهه با زاهدان، او باید خود را سرکوب کند اما در کنار معشوق احساس آزادگی و زاری میکند. بهطور کلی، شعر بیانگر عواطف عمیق عاشقانه، درد جدایی و longing برای وصال است.
هرگاه که به ناکامی دور از لب بار افتمچون خسته بی مرهم مجروح و نگار افتم
هوش مصنوعی: هر وقت که از تلاش و کوشش ناامید شوم و دور از محبت و عشق محبوب قرار بگیرم، مانند فردی که خسته و مجروح است و هیچ درمانی برای زخمهایش ندارد، احساس غم و ناامیدی میکنم.
مخمور و خراب آمد جان بیلب نوشینشچون می نبود لابد در رنج خمار افتم
هوش مصنوعی: دل بیلبیل خوشخوان، خمار و مست آمده است. اگر شراب نباشد، پس حتماً در رنج و عذاب خمار گرفتار خواهم شد.
هرجا نظر اندازم بی تو به درخت گلاز گریه به بالایش چون ابر بهار افتم
هوش مصنوعی: هر کجا که نگاه میکنم و تو در آنجا نیستی، درختان گل را میبینم که از شدت اندوه، اشکهای بهاریام به سر آنها میریزد.
آن بار به من صد ره نزدیک ترست از منگر دور به صد منزل از بار و دیار افتم
هوش مصنوعی: آن بار به من، هر چه به من نزدیکتر باشد، از من دورتر به صد منزل و از شهر و دیار خودم، حس کمتری دارم.
باشم همه شب با به در گشت مگر ناگهبا چارده ماه خود یک شب به دو چار افتم
هوش مصنوعی: من در تمام شبها در انتظارم، اما ناگهان با دختری زیبا همچون ماه، یک شب به خواب میروم.
صد موج زند اشکم از شوق کنار اوگو موج بزن دریا باشد به کنار افتم
هوش مصنوعی: از شوق دیدن او، اشکهای من مانند صد موج به حرکت درآمدهاند. ای دریای عشق، با این حال که به کنارت افتادهام، همچنان به تلاطم خود ادامه بده.
با زاهد اگر افتم ساکن شودم گریهچون پیش کمال آیم در ناله زار افتم
هوش مصنوعی: وقتی با زاهد (مرد خدا) برخورد میکنم، احساس آرامش و سکون میکنم، اما هرگاه در برابر کمال و عظمت حقیقت قرار میگیرم، درد و نالهام شدیدتر میشود.