شمارهٔ ۸۵۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او اشاره میکند که تحمل درد جدایی برایش سخت است و نمیتواند عیب معشوق را ببیند. او شب را به روزی زیبا تشبیه میکند و میگوید که همیشه نام و یاد معشوق در دلش حضور دارد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که میخواهد با او روبرو شود. همچنین به موضوعی از جدایی و وصال اشاره میکند و میگوید که برای نیایش و نزدیک شدن به معشوق باید از دل خود وضو بگیرد. در کل، شاعراشعار خود را با مضامین عشق، اشتیاق و نیایش پیوند میزند.
دلم را صبر ممکن نیست از روی نکو کردنولی گر اینچنین باشد نشاید عیب او کردن
هوش مصنوعی: دل من تحمل ندارد که از روی نیکی رفتار کند، اما اگر این وضع ادامه پیدا کند، درست نیست که عیب او را بگویم.
به شبگردی بر آمد نام من چون ماه در کویششبی از روزنش ناچار خواهم سر فرو کردن
هوش مصنوعی: در دل شب، نام من همچون ماه در کوی محبوب تابیده است و به ناچار باید سرم را خم کرده و در برابر او تواضع کنم.
به حسن آئینه می گوید که هستم چون به رویشمن آن رو سخت را با دوست خواهم روبرو کردن
هوش مصنوعی: آئینه به زیبایی میگوید که من هم مثل تو هستم، و وقتی که به چهرهات نگاه میکنم، میخواهم با دوست خود رو در رو شوم.
اگر چون فرصتی داری منه یک لحظه جام از کفکه خواهد کوزه گر روزی ز خاک ما سبو کردن
هوش مصنوعی: اگر فرصتی داری، یک لحظه محتاط باش و جام را از دست نده، چون روزی هنرمند میتواند از خاک ما ظرفی بسازد.
به خون دل وضو سازم برآرم رو به ابرویشکه در محراب دلها سجده نتوان بی وضو کردن
هوش مصنوعی: با درد و اندوهی عمیق خود را آماده ملاقات با او میکنم، زیرا در دلهای ما نمیتوان بدون پاکیزگی و توجه کامل به او سجده کرد.