شمارهٔ ۸۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و سختیهای آن اشاره دارد. شاعر در آن بیان میکند که به عشق معشوق دل بسته و از آسیبها و رنجهای ناشی از زبانهای بد دوری نمیکند، بلکه سعی دارد زیباییها را در دل نگه دارد. او به تأثیر عطر و زلف معشوق بر جان انسانی اشاره میکند و از دلزدگی و رنجهای ناشی از عشق سخن میگوید. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق موجب سوز و گداز در دل میشود و باید یاد داشت که زندگی با این همه دشواری چه زیباییهایی دارد.
ما باز دل نهادیم بر جور دلستانانما را به ما گذارید باران و مهربانان
هوش مصنوعی: ما دوباره دلمان را به دست عاشقانی سپردهایم که برای ما سختیها و غمها را تحمل میکنند. ای دوستان و مهربانان، لطفاً ما را به حال خود بگذارید.
از بیم بد زبانان بردن نمی توانیمالا به زیر لبها نام شکر دهانان
هوش مصنوعی: از ترس بدگویی و حرفهای زبانزنان نمیتوانیم هیچ کاری انجام دهیم، مگر اینکه با隐طس صحبت کنیم و نام خوبیها را با احتیاط بگوییم.
با چشم و غمزه تو افتاده جان شیرینهمچون مویزه امانت در دست ترکمانان
هوش مصنوعی: چشمان و نگاه تو باعث شده جان شیرین من مانند میوهای رسیده در دستان وسوسهانگیز دشمنان قرار بگیرد.
خال تو خورد خونم تا داشت باغ آن رخآری حرام خواره باشند باغبانان
هوش مصنوعی: خال تو باعث شد که خونم ریخته شود، تا آن زمان که باغ آن چهره زیبا در دست عیاشها باشد، باغبانان باغ را به تباهی میکشانند.
چشمان بکشتن ما تا چند رنجه سازیبخشای نا توانی بر جان ناتوانان
هوش مصنوعی: چشمان تو همچنان ما را دچار رنج و زحمت میکنند، تا کی باید این درد و ناتوانی را بر جان ضعیفان تحمیل کنی؟
در زلف تو مقید جانیست هر تنی رابگذار تا نشانند آن زلف جان فشانان
هوش مصنوعی: در موهای تو، کسی نمیتواند دل ببندد. بگذار دیگران هرطور که میخواهند به آن موها نگاه کنند و حال و هوای عاشقانهاش را احساس کنند.
دلبر چو خط برآرد سوزد کمال جانتاین حرف یاد دارم از نا نوشته خوانان
هوش مصنوعی: وقتی محبوب خطی برانگیزد، تمام جانت به شدت میسوزد. این جمله را به خاطر دارم از کسانی که خطوط ناگفته را میخوانند.