شمارهٔ ۸۷۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و معشوق خود اشاره دارد و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از قدرت عشق صحبت میکند و میگوید که اگرچه عمرش از دست رفته، اما دل نمیتواند از معشوق دور شود. او به بوسهای که از معشوقش گرفته اشاره میکند و به این نکته میپردازد که به رغم تلاشهایش، هرگز نمیتواند عشق و زیبایی معشوق را فراموش کند. شاعر همچنین از جنبههای مختلف عشق و زیباییهای معشوقش مثل زلف و لب او سخن میگوید و بیان میکند که برای معشوقش آماده است تا از هر چیزی بگذرد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که شعر و زیبایی معشوق همواره در زندگیاش باقی خواهد ماند.
گر قد همچو سروش در بر توان گرفتنعمر گذشته دیگر از سر توان گرفتن
هوش مصنوعی: اگر همچون سروش (فرشته) بتوانی کسی را در آغوش بگیری، میتوانی عمر گذشته را دوباره از سر بگیری.
گویند دل ز جانان بر گیر حاش للههرگز چگونه از جان دل بر توان گرفتن
هوش مصنوعی: میگویند که باید از محبوب دل برداشت، اما هرگز نمیتوان از دل که جان در آن است، دل برید.
در عمر خود گرفتم یک بوسه از دهانشگر بخت بار باشد دیگر توان گرفتن
هوش مصنوعی: در طول عمرم فقط یک بار از دهان او بوسهای گرفتم، اگر بخت یار باشد ممکن است بار دیگر هم این اتفاق بیفتد.
هرگز بود که یک شب مست از درم در آیدکان فتنه را به مستی در بر توان گرفتن
هوش مصنوعی: هرگز نمیشود که یک شب، کسی مست و شاداب از در خانهام بیرون بیاید؛ چون در چنین حالتی، قادر نخواهد بود آن فتنه و آشوب را در خود تحمل کند.
تا کی به بوی زلفش مجمر توان نهادنتا کی به یاد لعلش ساغر توان گرفتن
هوش مصنوعی: تا کی میتوانیم به خوشبویی موهای او دل ببندیم و تا کی میتوانیم به یاد رنگ زیبای لبش میگساری کنیم؟
جان و سرو دل و زر کردم نثار پایشبهر متاع سهلی دل بر توان گرفتن
هوش مصنوعی: جان و دل و ثروت خود را فدای او کردم تا بتوانم چیز ارزشمندی از او بدست آورم.
دایم کمال شعرش در روی خود بمالدسحر حلال باشد در زر توان گرفتن
هوش مصنوعی: شاعر میگوید که اگر زیبایی و هنر شعر همواره به خود ببالد و درخشش داشته باشد، میتواند به راحتی از نعمتها و ویژگیهای خوب بهرهمند شود.